مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

45

زينت المجالس ( فارسى )

و حيله قدر و حسب و صفاى باطن و تصفيه ظاهر از منتسبان دودمان نبوت در زمان خود متفرد و ممتاز بود در آن خانقاه ساكن گردانيد و عادت خواجه حميده خصال چنان بود كه هرسال از اطراف عالم مستحقان و ارباب حاجت بر درگاه مجتمع گشتند و ادارات و انعامات آنطايفه را از خزانه تسليم نمودى و همه با حصول مرام مراجعت نمودندى چنان كه در اول ماه رمضان بمساكن خود رسيدندى سالى آن انعام در حيز توقف مانده در ماه رجب و شعبان از مستحقان ياد نكرد و در ماه رمضان نيز ايشانرا تعهد نفرمود و در ماه شوال كس فرستاد و سيد محمد را طلب نمود و پيغام داد كه دو كس از اكابر متصوفه با خود بياور تا سخنى كه هست بگويم از سيد محمد منقولست كه ما دو نفر بوديم از صوفيان نزد خواجه نظام الملك رفتيم خواجه شرط اعزاز و اكرام بجاى آورد و گفت من در ابتداى نشوونما به تحصيل علم مشغول بودم در آن اثنا در خاطر آمد كه سفرى كنم چه در عزلت علم به سهولت حاصل گردد از پدر اجازت خواستم كه بمرو روم پدرم غلامى همراه من كرد و فرمود چون بمهنه رسى از كاروان التماس كن كه يكروز بجهة خاطر تو بايستد و تو به خدمت شيخ مهنه رو و قدم او را بوسه ده و از وى استمداد همت نماى و هرچه فرمايد فرمان او را مطمح نظر ساز چون كاروان بمهنه رسيد از ايشان التماس نمودم كه يكروز بجهة خاطر من توقف نمائيد ايشان قبول نمودند و بمهنه شتافتم چون نزديك بقصبه رسيدم با خود گفتم كه مرا آنمقام و منزلت نيست كه كسى باستقبال من بيرون آيد در اين اثنا خلق بسيار ديدم كه باستقبال من بيرون آمدند صورت حال تفحص كردم گفتند چون شيخ از نماز بامداد فارغ شد فرمود استقبال كنيد جوانى را كه دنيا و آخرت بدست آرد و مرا از اين سخن قوتى حاصل شد ذكر حسين منصور حلاج حلاج را حالات عجيب و مقامات غريب بوده كه بر شير سوار شده و مار را تازيانه ميساخت و در زمستان ثمار تابستانى و برعكس حاضر ميساخت و دست برميداشت و چون فرود مى - آورد دستش مملو از درهم و دينار بود سكه آن قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و از ضماير خلايق خبر ميداد روزى از حمام بيرون آمده شخصى از منكران وى سيلى بر قفاى حسين زد حسين سؤال نمود كه چرا چنين كردى منكر جوابداد كه خداى فرمود حسين گفت به حق خداى كه ديگر بزن آنشخص دست برآورد كه سيلئى ديگر به كار برد دستش خشك شد و چون كلمه انا الحق از وى استماع كردند بعضى از مردم را در حق وى سوء اعتقادى پيدا شد