مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

20

زينت المجالس ( فارسى )

ديگر تبديلات بود نقود و اقشمه و امتعهء آنطايفه سنك شده بود چنان كه صباح قبطيان از خواب برخاستند مجموع اموال و اسباب ايشان بسنك بدل شده بود و هرگاه يكى از آنصورتها چهره گشادى فرمون و تابعانش التماس نمودندى و وعدهء قبول دين كردندى و گفتندى كه دعا فرما تا اين بليه مدفوع گردد ايمان آوريم و چون آن بلا دفع گشتى باز بر كفر اصرار نمودندى اما ديگر از معجزات برية الحكم بود كه در ميان بنى اسرائيل تا هزار سال باقى بماند و كيفيت آن‌چنان بود كه موسى در كلهء از زر و صوف و كتان ساخته بود و در نسخ آنجواهر نفيسه تعبيه كرده و سه سطر نوشته بود و هر سطرى ملون بلونى و اسماء ابراهيم و اسحق و اسباط بر آنجا نقش كرده بود و بسبب اين اسامى حروف تهجى در آنجا ثبت شده بود و چون در ميان بنى اسرائيل مهمى حادث شدى و كيفيت آن را ندانستندى نزد امام اعظم‌ها رونى آمدندى و به‌ايستادى تا امام آنجامه كه خاصهء او بودى پوشيدى و برية الحكم را در بالاى آن ثياب دربر افكندى بعد از آن حادثه كه بر وى شرح كردندى همانلحظه از برية الحكم جواب شنيدندى و اگر سخن بسيار بودى كيفيت آنصورت از حروف تهجى بدانمحل ظاهر گشتى و از تركيب حروف چگونگى حالات منكشف شدى گويند كه در زمان يوشع بن نون شخصى مبلغى خطير بدزديد و بهيچگونه راه بدان نميبردند يوشع بدان و تيره عملنموده نام سارقرا پيدا كرد و بعد از اعتراف باستيصال او امر فرمودند و ديگر از آن جمله حوضى پر آب كرده بود و قفل و بند آن بدست هرون داده چون شخصى را نسبت بمنكوحهء خود شكى در خاطر افتادى و دربارهء وى گمانى بردى نزد هرون رفته آنحال عرض كردى و هرون قدرى آب از آنحوض در كوزه كرده و مقدارى خاك بر سر انگشت برداشته در آن آب افشاندى و دعا بر آنخواندى و دميدى و صورت حال را با نام زن برخواندى و آب بزن دادى تا بخوردى پس اگر زانيه بودى فى الحال سياه گشته بتركيدى و همانلحظه هلاك شدى و اگر صالحه بودى هيچ مضرت بوى نرسيدى و هم در آنسال از شوهر بفرزندى رشيد حامله شدى اگر اينزن عقيم بودى و اينمعجزه در ميان بنى اسرائيل تا هزار سال باقى بود نقلست كه در آنروزگار دو خواهر بودند شبيه به يكديگر چنان كه بيننده فرق ميان ايشانرا بدشوارى نمودى شوهر يكيرا نسبت بمنكوحهء خود گمانى واقعشد صورت حالرا بآنيهء هرونى عرض كرد و ايشان بطلب زن فرستادند و آنعورت مكر كرده خواهر خويش را فرستاد و آنعورت آب معمول را