مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
17
زينت المجالس ( فارسى )
مقدارى ريگرا از زمين برداشته دعا فرمود تا گندم بريانشد و ديگر آنكه معجزهء آنحضرت بعد از خروج از كشتى اشجار مثمره نشاند على الفور آنها سبز گشته ميوه بارآورند معجزات صالح پيغمبر معجزات آنحضرت بسيار است از آن جمله يكى از آنها كه خالى از غرايبى نيست مسطور ميگردد آوردهاند كه چون صالح بارشاد قوم مبعوث شد بقواعد رسالت قيام نمود آنطايفه را نصيحت فرمود و از ارتكاب خلاف و شقاق تحذير نمود و بمدتى دراز و زمانى ديرباز اندكى از ضعفاى قوم به دو ايمان آوردند و نصايح صالح دربارهء باقى قوم خود متعاقب بود و كفار آخر الامر بر آنقرار دادند كه ايشان با اصنام و اوثان و صالح با اهل ايمان در روز عيديكه موعود ايشان بود بعيدگاه رفته بدعا اشتغال نمايند تا حقيقت هر ملت كه ظاهر گردد مجموع باتفاق آنملترا اختيار نمايند و در آن روز كه كفار از اصنام كه بزعم ايشان خدايان كوچك بودند خواهش نمودند كه دعاى صالح را مستجاب نگردانند و نگذارند كه خداى بزرك التماس او را مبذول نمايد آنگاه مهتر آنطايفه جندع بن عمرو گفت ايصالح اگر در دعوى نبوت صادقى بايد كه از اين سنگ خارا كه در نواحى حجر واقعشده ناقه بزرگ شكم بسيار موى كه بچه دو ماهه در شكم داشته باشد بيرون آورى به شرط آنكه هم در همان ساعت از آن ناقه بچه مشابه مادر متولد گردد و صالح بعد از استجازه به حضرت عزت دست بدعا برداشته وحى الهى نازلشد كه ما بزمانى طويل قبل از اين بجهة اجابت دعاى تو شترى موصوف بصفات كذا درين سنك آفريدهايم با قوم ثمود پيمان كن كه بعد از ظهور اينمعجزه ايمان آورند و قوم پيمان كرده صالح دعا نموده آن سنگ ساعتبساعت بزرگتر شد تا بهئيأت شترى آبستن شد كه وضع حملش نزديك شده باشد و پشته كه سنگ مذكور بر طرفى از اطراف آن واقعشده بود در حركت آمد و آنصخرهء صما بطريق زنان باردار كه در وقت وضع حمل نالند بر خود لرزيده شكافته شده از ميان سنك ناقهء موصوفه بيرون آورد و چنان عظيم خلقت كه از يكطرف پهلوى او تا طرفى ديگر صد و بيست گز بود و فى الفور از آن ناقه نيز شترى شبيه بمادر متولد گشت و جندع ابن عمرو كه معجزهء چنين مشاهده كرد با جمعى از خواص و عشيرت خويش ايمان آورد و بعضى ديگر آنحضرت را بسحر منسوب ساخته عاقبت ناقه را پى كردند و به عذاب آجل اجل گرفتار آمدند معجزات ابراهيم يكى از معجزات آنحضرت آنبود كه