مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
11
زينت المجالس ( فارسى )
ورقى دفتريست معرفت كردگار - و از زمان بعثت و خلافت آدم صفى تا هنگام نبوت و رسالت ادريس ( ع ) اكثر اولاد آدم بر جاده مستقيم خداپرستى ثابت بودند و چون حضرت ادريس ( ع ) ازين خاكدان محنت به فضاى جنت خراميد و از اين خارستان خاك بنگارستان افلاك برآمد جماعتى از ملازمان خدمت كه بمجاورت او مؤانست داشتند چون از صحبت آنحضرت بازماندند شبوروز از مهاجرت آن پيغمبر عاليمقدار مانند ابر بهار ميخروشيدند و در مفارقت او عنان اختيار و شكيبائى از دست داده در گريه و زارى ميكوشيدند درين اثنا ابليس عليه اللعنه كه مدرس مدرسهء تلبيس است خود را به صورت استادى ماهر بايشان نموده گفت چون اينهمه محنت شما بواسطهء ادريس است اگر فرمائيد من از سنك صورتى پردازم مانند ادريس چنان كه بيننده در گمان افتد كه مگر او از عالم بالا معاودت نموده است - شعر - هرآن صورت كه صورتگر نگارد * نشاندارد و ليكن جان ندارد - مرا صورتگرى آموختند و قباى جان جاى ديگر دوختند و شما بديدار آنصورت مؤانست جوئيد ايشان او را استحسان نمودند و ابليس چند صورت تراشيده آنجماعت آن تصاوير را در محراب عبادت خود نهادند و چون دور آنجماعت بگذشت نوبت به اولاد ايشان رسيد در تعظيم آنها افزودند چون چند بطن بگذشت شيطان ايشانرا وسوسه نمود كه اين بتان مسجود و معبود آباءواجداد شما بودهاند آنجماعت بعبادت آن تماثيل اشتغال نموده رسم مذموم بتپرستى در جهان شيوع يافت . بدانكه بر هستى واجب الوجود دلايل بسيار و شواهد بيشمار است و درين نسخه چند دليل مذكور ميگردد : اگر فرض كنيم كه واجب الوجود نباشد لازم ميآيد كه سلسلهء ممكنات بىآنكه مؤثرى در ايشان از خارج اثر كند موجود شوند و اين معنى بدور و تسلسل منجر ميگردد و هردو باطلند اما دور بجهة آنكه اگر ممكنات را در خارج مؤثرى نباشد بايد كه ممكن اول ممكن ثانى را ايجاد نمايد و ممكن ثانى ممكن ثالث را و رابع اول ممكنات را و اينمعنى محالست بواسطهء آنكه لازم ميآيد كه شئ بر موجد خود بسه مرتبه مقدم باشد اما دليل ابطال تسلسل آنچه مشهور است دليل تطبيق است و تقرير دليل آنكه اگر ممكناترا فاعل نباشد از خارج لازم آيد كه هريك ديگريرا ايجاد نمايند الى غير النهايه و وجود غيرمتناهى مترتب در خارج محالست بواسطهء آنكه اگر دو سلسله نامتناهى فرض كنيم كه در او اجزاى مرتبه موجود باشند