مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

12

زينت المجالس ( فارسى )

و ده عدد از سلسلهء مذكور بيندازيم و با سلسلهء اول تطبيق كنيم آيا باز اين هريك از آحاد سلسله يكى از سلسلهء آحاد اول خواهد بود يا نه اگر باشد لازم آيد كه جزو و كل متساوى باشند بجهة آنكه غرض ما آنست كه سلسلهء اول از ثانى بده عدد كمتر است و اگر مساوى باشند از سه شق خالى نيست يا آن نقصان در اول سلسله است و اينمعنى صورت ندارد بواسطهء آنكه هردو سلسله را از مبدء معين باهم تطبيق كرده‌ايم در وسط سلسله نيز نقصان گنجايش ندارد زيرا كه انقطاع لازم ميآيد پس معلوم مىشود كه نقصان در آخر سلسله است و سلسلهء اول از ثانى بعددى چند متناهى زياده است و زياده بر متناهى به قدر متناهى متناهى مىباشد حكايت : يكى از ملاحده از امام به حق ناطق جعفر الصادق سؤال نمود كه بر وجود صانع چه دليل دارى فرمود كه هرگز در كشتى نشسته‌اى گفت بلى وقتى در كشتى نشسته بودم كه رياح مختلف دريا را بشورانيد و زورق از صدمت افواج امواج شكسته شده من بر روى تخته پارهء بماندم ناگاه موجى سخت رسيده مرا بساحل انداخت حضرت فرمود وقتى كه در كشتى بودى اعتماد تو بر كشتى بود و آنساعت كه بر تخته بودى اعتماد تو بر كه بود زنديق خاموش شد حضرت فرمود آفريدگار موجود است كه توكل تو در آنساعت بر وى بوده است و در كتاب اديان العرب آورده‌اند كه عمرو بن حصين پيش از ادراك سعادت اسلام نزد رسول اللّه ( ص ) آمد آنحضرت از وى پرسيد كه اگر در بلائى افتى اميد رفع آن از كه دارى گفت از خداى آسمان رسول فرمود كه چون چنين است بايد كه مسجودومعبود تو جز خداى آسمان نباشد عمرو بعد از اين سخن ايمان آورد حكايت : روزى ابو حنيفه در مسجد نشسته بود جماعتى از زنادقه بيرون آمدند و قصد هلاك او كردندى گفت از من يكمسئله بشنويد بعد از آن اختيار شماراست گفتند بگوى گفت سفينهء ديدم پربار و بىآنكه ملاح او را محافظت كند بر روى دريا ميرفت تا به مقصد رسيد ايشان گفتند محالست كه كشتى بيملاح بر يك نسق تواند بود ابو حنيفه گفت سبحان اللّه چون روا نيست كه سفينه بيمد برو بىحافظ حركت بنظام تواند كرد چگونه روا ميداريد كه سير افلاك و كواكب و نظام عالم بالاوپستى بيوجود هستى مدبر دانا و مقتدر توانا بفعل آيد ملاحده از اين سخن متحير شده اكثر اسلام آوردند حكايت : - شافعى را با زنديقى مباحثه افتاد زنديق گفت هرچه در عالم خاك موجود مىشود از طبيعت اركانست شافعى گفت با آنكه برگ توت همه يكطعم و يكطبع