شهمردان بن أبى الخير رازى
12
روضة المنجمين ( فارسى )
افتذ از بهر او نه « 1 » بر بايذ فزودن و ضرب را مضروب و مضروب فيه در يك ديگر ببايذ زذن ، آنچ اصل آيذ بعدد وضع نهگان ميزان بوذ و جمله آنست كى آن عمل ، كى خواهى كردن به ميزان ، نيز همان بكنى آنچ حاصل آيذ كمتر از نه جذايگانه بنهى و چون فارغ شوى جمله بشمارى و ميزانش بشمارى ( 12 ) و ميزانش بدانى چنانك گفتيم اگر مساوى بوذ با ميزان اوّل ، عمل درست است و الّا خطا باشذ . باب نهم : [ در ] به كار بردن آنچ گفتيم در عملهاى نجومى آنست كى هر برجى سى درجه دانى و هر درجه شصت دقيقه و دقيقه شصت ثانيه و ثانيه شصت ثالثه و همچنين رابعه و خامسه و سادسه تا عاشره و هر يكى از اوّل شصت از عدد دوم او بوذ و اندر برج بيشتر از يازده نباشذ كى چون دوازده گردذ ، دور بوذ و صفر حاصل آيذ و چون دوازده بيشتر گردذ ، دور ببايذ افكندن و اندر درج بيشتر از بيست و نه نيايذ ، چى هر وقت چون سى شوذ برجى گردذ و اندر دقايق و ثوانى و ثوالث و غير آن بيشتر از پنجاه و نه نباشذ و چون شصت گشت يكى بر آن مرتبه فزايذكى زبر او بوذ . جمع : اگر خواهى كى سه برج و ده درجه و پانزده دقيقه و چهل و هشت ثانيه بر ده برج و هشت درج و پنجاه دقيقه فزايى برين صورت ببايذ نهاذن ، 03 10 15 48 10 08 50 0 و غرض صفر نهاذن در آخر نه آنست كى بجايگاه عددى بايستذ لكن تا معلوم بوذ كى هيچ عددى از پس او نيست و آن مرتبه به كار خواهذ بايستن پس جنس بر جنس خويش فزاى اوّلا برج سه بر ده يكى بوذ چى دوازده ببايذ افكندن و درج بر درج هژده « 2 » و دقيقه بر دقيقه شصت و پنج يكى بر درج بايذ فزوذن از بهر شصت و پنج بجايگاه دقايق بنهاذن و ثانيه چهل و هشت بوذ نقل كرديم كى با مجموع عليه ازين جنس هيچ نيافتيم كى بر آن فزوذه آمذى
--> ( 1 ) . در نسخههاى تهرانى ، ملك و قاهره : « پنج » آمده است . ( 2 ) . « هژده » با سه نقطه