شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 36

روضة المنجمين ( فارسى )

به كار بردن حرف « ب » بر سر افعال منفى ص 9 : آحاد مضروب فيه از جايگاه خويش بنگذشتى چنانك گفتيم ص 117 : و اين نشيبها و فرازها كى ما مىبينيم با ضافت با زمين ، او را از شكل خويش بنتواند گردانيدن ص 401 : چنانك آنكس كى در علم غالب بوذ گويذ اين ضرورى نخواهذ بودن و بنگردذ ص 422 : راست‌گوى و صابت راى باشذ و بنه گردذ و كارگزار و صبور و لجوج بوذ ص 522 : خصومت روذ در كارهاء باطل و حق بر تن خويش بندهد و بخويشتن معجب باشذ حذف « الف » از ضماير « او » و « ايشان » ص 162 : كى جايگاه آن نحس برو دليل كنذ . . . ص 512 : دشمن بسيار گردذ و لكن آنچ خواهد دريشان بينذ نوشتن « الف » بجاى « همزه » ص 127 : چهارم مثلّثه مااى است ص 502 : عبادت و پارسائى گزيند و خوابها نيك بينذ « پارسااى گزيند » نسخه‌هاى ديگر ص 511 : زنى خذاوند قدر بكند و نيكوى يابذ و زن آبستن شوذ « نسخه‌هاى ديگر : نيكواى يابذ » اشتقاق از مصدر « رفتن » به معنى كاستن ص 11 : يكى از مرتبهء عشرات برفتيم از بهر ده ص 11 : و هشت ازو برفتيم دو بماند بجاى صفر بنهاذيم ص 11 : هفت برفت و دو بماند از نه ص 14 : سه از پنج برويم ، بماند دو