شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 37

روضة المنجمين ( فارسى )

ص 189 : برابرى او كه انو ( - يك دقيقه و 56 ثانيه ) ثانيه بوذ ، از وسط برفتيم ، بماند . . . ص 190 : سطر اول از دوم به روى آنچ بماند تفاضل بوذ اشتقاق از مصدر « ايستادن » و « افتادن » ص 107 : ستارهء روشن ازو مهتر ايستيده است بر سوى شمال . ص 140 : آن جزوست كى بر افق مشرق افتيذه بوذ و : معلوم شذكى آن جزءست كى بر افق مشرق افتيذه بوذ . ص 174 : اگر خذاوند پنجم منحوس باشذ يا راجع يا محترق ، فرزند بيفتذ و زادن تمام نشود . ص 490 : از جاى نزديك بيفتند ص 490 : باشذ كى از جايگهى بيفتذ . ص 416 : بر علم نجوم و اسرار ايستذ و بانبازى سوذ كنذ . ص 549 : كنار تنگ مجرّه ايستذه آن را ذنب عقاب خوانند . اشتقاق از مصدر « ستدن » يا « استدن » ص 261 : چون قوس ستانى برج و درج طالع باز آيد . . . ص 321 : و قوس او ببايد استدن از جدول جيب ص 321 : چون قوس بستانى در مطالع نسخهء قاهره « ستانى » ص 321 : چون قوس بستانى هم اندر مطالع ص 329 : چون اين همه را به خط استوا قوس ستانى « منفى » كردن به گونه‌اى خاص ص 18 : دانندكى حروف حساب است نه خواندنى ص 360 : [ نقصان كرديم كه نه بر توالى همى رفت ]