شهمردان بن أبى الخير رازى

166

روضة المنجمين ( فارسى )

قدر ( 149 ) پائيذن چندان شناسم كى آن حاجت روا گشتن يا فايت شذن و اميذ و نااميذى پيذا آمدن . و امّا آن ضميرى كى جزوى بوذ چون ضميرى ديگر كرذه شوذ حكم بر دوّم كردن اوليتر از آن كى بر اوّل . باب چهارم : از يك طالع چند كس را سخن شايذ گفتن بذانك از يك طالع چند كس را حكم شايذ راندن چنانك اوّل را حكم از طالع كنى و دوّم را از دهم ، و سيّم را از هفتم ، و چهارم را از چهارم ، و پنجم را از يازدهم ، و ازين بيشتر گفته‌اند لكن چون پنج كس را حكم رانده باشى بديگر ارتفاع گرفتن حاجت افتذ كى ممكن بوذ كى خذاوند حد و صورت بگردذ و برج طالع هم‌چنين . و حكم كردن چنانست كى اوّل را حكم از طالع رانى و مستولى بر درجه طالع بيرون آورى بر آن‌گونه كى ياذ كنيم و دوّم را مستولى از درجهء عاشر بيرون آورى و برين قياس و امّا دورتيوس « 1 » يازدهم فرا پيش چهارم دارذ و هرمس گفته است كى بر نسق توالى بروج سخن بايذ گفتن چنانك اوّل از طالع و دوّم از دوّم و برين قياس . باب پنجم : بيرون آورذن مستولى بر مسئله ببايذ ديذن تا بر درجهء طالع كذام ستاره را حظ بيشترست و آنست كى خذاوند خانه را پنج شهادت دهند و خذاوند شرف را چهار و خذاوند حد را سه و خذاوند مثلّثهء اوّل و دوّم را هر يك دو . و الّا آن « 2 » كى دوّم ضعيف‌تر بوذ و خذاوند صورت و مثلّثهء سيّم هر يكى را يكى و خذاوند ساعت را يكى و هم‌چنين آن ستاره را كى قمر بذو پيوندذ يك شهادت ( 150 ) [ روا دارند ] و اگر اتّصال يا قبول بوذ دو ، و بعضى شرف را فراپيش خانه دارند و خذاوند مثلّثه اوّل را در پيش حد ، امّا واجب آنست كى ببينند كى [ تا ] ضمير از چه نوع بوذ چى اگر از شرف و عمل باشذ خذاوند شرف را فرا پيش داشتن اوليترست و برين قياس و اندازه « 3 »

--> ( 1 ) . نسخه اساس « ذورفيوس » . ( 2 ) . نسخه اساس « الا انه » آمده است . ( 3 ) . نسخه اساس « انرا زكى » .