شهمردان بن أبى الخير رازى

167

روضة المنجمين ( فارسى )

كى شهادت از بسيار گونه گفته‌اند و زيادت و نقصان كرذه لكن آنچ مرا موافق‌تر آمذ ، نموذم پس ببايذ ديذن تا بر درجهء طالع كذام ستاره را حظ بيشترست آن مستولى بوذ و آن ستاره كى شهادت ازو كمتر دارذ انباز شناختن ، و اگر از خذاوند حظها يكى در خانه يا شرف خويش بوذ آن شهادت مضاعف بايذ گردانيذن . « 1 » مثالش : طالعى فراز گيريم روز آدينه ساعت اوّل نه درجه ثور بوذ خذاوند خانه زهره و « 2 » ( - ؟ 6 ) قمر خذاوند شرف د ( - ؟ 4 ) عطارد خذاوند حد ج ( - ؟ 3 ) زهره خذاوند مثلثهء اوّل ب ( - ؟ 2 ) قمر خذاوند مثلثهء دوّم آ « 3 » ( - 1 ) زهره خذاوند صورت آ ( - ؟ 1 ) [ مريخ خذاوند مثلّثه سوّم آ ] ( - ؟ 1 ) زهره خذاوند روز و ساعت ب ( - ؟ 2 ) جمله شهادتهاء زهره ى ( - ؟ 10 ) قمر و « 4 » ( - ؟ 6 ) عطارد ج ( - ؟ 3 ) [ مريخ آ ] ( - ؟ 1 ) مستولى برين درجه زهره را شناسيم و قمر انباز [ او ] و اگر يكى ازين ستارگان در خانهء خويش باشذ شهادت مضاعف كنيم چنانك عطارد [ كى ] خذاوند حدست در جوزا بوذ شش شهادت او را بوذ و برين قياس . پس ببايذ ديذن تا زهره اندر كذام خانه است از طالع دليل ضمير از آن خانه بوذ و قمر همچنين چنانك اگر زهره اندر پنجم بوذ و قمر اندر نهم بايذ گفتن كى ضمير از بهر فرزندى است غائب يا عزم سفر دارذ . اين آنست كى بطلميوس فرموذ و استاذان اعتماد برين بيشتر دارند « 5 » و از بيسار گونه گفته‌اند و [ من ] نكتهء چند باز گويم بتوفيق ايزد تبارك و تعالى نگه كنند تا مستولى بر درجهء طالع و درجه نيّر كى نوبت او را بوذ و درجه سهم سعادت كيست آن ستاره كى قوىتر بوذ در جايگاه او نگاه كنند كى ضمير از آن جنس بوذ و هم‌چنين كى گفتيم سهم سعادت و خذاوند مثلّثه اول و خذاوند سهم سعادت ببايذ ديذن تا از همه « 6 » كذام قوىترست و در كذام خانه . ديگر نگاه بايذ كردن اندر نهبهر درجه طالع ( 151 ) تا بكذام برج و درج رسذ و بديذن تا كذام ستاره بذو ناظرست اگر ناظرى دارذ دليل از آن جنس و طبع آن ستاره و خانه بوذ و اگر هيچ نظرى نباشذ از جنس خانه بوذ مفرد . هم‌چنين اثنا عشريه درجهء طالع ببايذ ديذن تا بكذام برج بينجامذ و همچنين اتّصال قمر بضرورت نگاه بايذ داشتن

--> ( 1 ) . نسخه اساس « كردن » . ( 2 ) . نسخه اساس « ه » . ( 3 ) . نسخه ملك « قمر خذاوند مثلثه دوم ب » . ( 4 ) . نسخه اساس « قمره ) . ( 5 ) . نسخه ملك « اعتماد برين نوشته نكنند » . ( 6 ) . نسخه توبينگن و ملك « هرسه » .