شهمردان بن أبى الخير رازى
165
روضة المنجمين ( فارسى )
فرق نتواند كردن و بذانك « 1 » چنانك طالع دليل پرسنده است سابع دليل ( 148 ) پرسيذارست و چند بار اين تجربت كردم كى چون نحسى اندر هفتم بوذ حكم راست نيايذ . باب دوّم : مدّت انديشه كردن استاذان اين صناعت گفتهاند كى على الاوّل بايذ كى سه شب ضمير كنذ و مقصود آنست تا قمر يك برج تمام ببرذ و هم بذان درجهء باز رسذ كى بوقت ضمير بوذه است . « 2 » و كلّى را بيكى دور قمر فرمايذ چنانك از انديشه خويش بنه گردذ . پس وقت استخراج و بيرون آورذن ضمير بر چيزى افكنذ اتّفاقى و گويذ چون فلان چيز بينم آن طالع اين مهم است پس حكم اين بدرستى بيايذ چنانك بجاى طالع قيام كنذ و از طالع فرزند يا پذر و ماذر درنمانذ و هرچند خواجه ابو ريحان اين را تارك است و گويذ منجّم از بهر حجّت و وجه اعتذار خويش فرمايذ امّا سبب ضمير كلّى آنست تا قمر همه برجها برگردذ از وقت ضمير ، پس بديگر دور تمام شوذ و هم چنان كى هرمس دعوى كردست بل بحجّت و برهان نموذه در نموذار خويش كى جاى قمر مسقط المآ طالع مولودست و جايگاه قمر ولادت طالع وقت مسقط است و برين جمله چنانك فرموذست و چندانك به كار داريم راست همىآيذ پس چون انديشه بجايگاه مسقط فروذ دارى على الاوّل يكى دور قمرى به كار بايذ و سه روز آنست كى تا قمر يك برج ببرذ و هم بذان درجه باز رسذ ببرج دوّم . باب سيّم : پائيذن و بقاى دليل مسئله بعضى گفتهاند كى مقدار پائيذن قدر يك دور قمرست و گفتهاند يك دور شمس و گفتهاند قدر دور آن ستاره كى دليل بوذ و مستولى بر حاجت . امّا من اين را هيچ وجهى ندانم و
--> ( 1 ) . بذانك - بدان كى . ( 2 ) . ابو ريحان بيرونى در اين مسئله مىگويد : « و امّا حشويان منجّمان كى تمويه و زرق دو ستّر دارند از راه راست چون كسى ايشان را از جنين مسله پرسد او را بازگردانند و بفرمايند تا سه شب بر آن انديشه بخسبذ ، و بروز و هم از آن خالى ندارد آنكه بپرسذ . و من اين را وجهى ندانم جز محكم شذن حماقت » امّا شهمردان در چند سطر بعد جواب خواجه ابو ريحان را مىدهد و مىنويسد : « و سه روز آنست كى تا قمر يك برج ببرد و هم بدان درجه باز رسذ ببرج دوّم .