شهمردان بن أبى الخير رازى
160
روضة المنجمين ( فارسى )
بهتر آنست كى قمر در برج طالع اصل بوذ يا در وسط سما يا نهم زايد نور متّصل بسعود ، و ببايذ ديذن تا مقصود رفتن چيست از آن برج كى دليل بوذ اختيار بايذ كردن و او را قوى حال گردانيذن و اوّل اختيار سفر آنست چون قدم از خانهء خويش بيرون نهذ و دخول چنان بايذ كى آن وقت بوذ كى چشم بر جايگاه مقصد افتذ كى آن اوّل مفارقت است و اين اوّل وصول . و آنچ پسنديذه است در سفر كردن ، بوذن قمر در برجهاى خشك و منقلب و صلاح حال طالع و خذاوندش و دور بوذن او از نحوس ، خاصّه از مرّيخ كى او را دلالتى قوى بوذ و هر وقت چون سفر بر خشك بوذ نظر مرّيخ بتر باشذ و در دريا نظر زحل . و بتر آن بوذ كى نحسان در استقامت اوّل باشذ و برجهاى مايى از بهر سفر كردن بر خشك مذموم است خاصّه عقرب كى بهيچگونه نشايذ و وجه آخر ميزان كى در ميانه هبوط نيرين بوذ . سفر دريا قمر در برجهاى مائى بايذ دور از نحوس خاصّه از زحل و طالع و خذاوندش و اوتاد مسعود . و در كشتى [ نشايذ ] نشستن چون قمر در محاق بوذ كى چون نيّران مسعود باشند دليل كنذ بر سلامت ، و بوذن قمر در برج عقرب ناپسنديذه است از بهر مرّيخ و دشمنى او با آنك در كشتى نشينذ . در شهر مقصود ( 143 ) رفتن : بايذ كى برج دوّم از طالع و طالع و قمر و خذاوند ايشان مسعود باشذ و خذاوند دوّم مسعود بوذ مستقيم سير و فوق الارض و بوذن سهم سعادت در طالع يا در وسط سما با خذاوند طالع و قمر پسنديذه است و نبايذ كى مرّيخ [ ناظر ] بوذ از هفتم بخذاوند دوّم يا قمر بىنظر سعدى كى مذموم بوذ و اگر از آن باشذ كى پنهانى در شهر خواهذ آمذن برگشتن ، قمر از اجتماع و پيوستن بستارهء سعد تحت الارض بيرون چهارم روا بوذ . انتقال كردن : بايذ كى طالع و هفتم و قمر دور باشند از نحوس و بسعدان اتّصال دارذ و خانهء دوّم و خذاوندش همچنين و بوذن خذاوند طالع اندر دوّم [ يا دهم ] و يازدهم پسنديذه است و بايذ كى آن سعد كى قمر بذو همىپيوندذ صاعد بوذ سوى شمال زايد در نور و خذاوند هشتم بايذ كى از نحوس پاك بوذ . باب يازدهم : از برج دهم بيعت كردن و بر تخت پاذشاهى نشستن سه فصل بوذن قمر و طالع و خذاوندش در خانهاى مشترى و اسد گزيذه است و خانهاى زحل و مرّيخ و برجهاى كى نحسان و ذنب درو متمكّن باشند همچنين نشايذ و برج سرطان مذموم