شهمردان بن أبى الخير رازى
161
روضة المنجمين ( فارسى )
بوذ و بايذ كى سعود در اوتاد باشند و خاصّه وسط سما و خذاوند طالع و وسط سما قوى حال باشند و مشرق و نيّران دور از نحوس و برجهاى ذو جسدين چون خذاوندش در برج ثابت باشذ رواست و درين اختيار نيّرين و وسط سما نيكو نگاه بايذ داشتن اندر حال خويش و از نظر دشمنى و مجاسده زحل و پسنديذه است چون قمر از كوكبى برگردذ و بكوكبى پيوندذ كى فلكش زبر او بوذ و پيوستن نيّرين بخذاوند طالع همچنين و نبايذ كى قمر از شمس منصرف بوذ و اگر طالع وتدى بوذ از طالع قران تا طالع سال عالم يا اجتماع و استقبال پسنديذه است . نزديك مهتران رفتن از بهر عمل : بايذ كى خذاوند وسط سما و ثانى را با هم موافقتى بوذ و اتّصال نيكو ( 144 ) و دور باشذ از نحوس و بوذن ماه بر نظر دوستى مرّيخ از جايگاهى موافق روا بوذ و طبع آن مهتر و وجه عمل ببايذ دانستن و بر آن جمله كى ياذ كرديم در مقدّمه اختيار كردن . افتتاح خراج كردن : بوذن قمر در برجهاى زحل و نظر او بزحل از دوستى پسنديذه است و بايذ كى وسط سما ثابت بوذ تا عمل پاينده ماند و اللّه اعلم بالصواب . باب دوازدهم : از برج يازدهم دوستى طلب كردن دو فصل است بايذ كى قمر اندر اوتاد نحسان نباشذ و خذاوند يازدهم بخذاوند طالع نگرذ از دوستى و بوذن قمر در برجى ثابت بر نظر دوستى آن كوكب كى طبع آن دوست دارذ و سهم سعادت مسعود از خذاوند يازدهم موافق و پسنديذه است . از مهتران طلب حاجت كردن : نگريستن خذاوند طالع بطالع از دوستى و قمر اندر طالع يا بر تثليث و طالع برجى ذو جسدين يا ثابت موافق است و حذر كن ازين رجوعت خذاوند طالع يا بوذن قمر اندر مقابلهء طالع و پيوستن نحوس و عطارد را همچنين نگاه بايذ داشتن چه اگر بذ حال بوذ دليل كنذ بر تباهى ، پس بايذ كى عطارد نيك حال بوذ و قمر بسعدى پيوندذ مستقيم زايد . و بذان كى هر وقت چون آن كوكب كى قمر ازو برگشته بوذ بذان كوكب پيوندذ كى قمر بذو خواهد پيوستن دليل كنذ بر قضاء حاجت .