شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 21

روضة المنجمين ( فارسى )

كتاب ديگرى كه ابو ريحان بيرونى از آن خبر داده است تأليف هاشم بن حكيم معروف به مقنع است كه در سال 169 هجرى كشته شده است . بيرونى مىگويد : « ابن مقنع را پيروان بسيارى است كه در ماوراء النهر هستند و از مردم ، خويش را پنهان مىدارند و در ظاهر اسلام را به خود بسته‌اند من ( - بيرونى ) اين اخبار را از فارسى به عربى ترجمه كرده‌ام » « 1 » . بعد از مرگ ابن مقنع ، طرفدارانش اخبار او را به زبان فارسى مىنوشته‌اند و بعد از 220 سال كه از كشته شدن ابن مقنع گذشته بود بيرونى اخبار او را و احتمالا نيز بعضى از عقايد و افكار او را كه در كتاب ابن مقنع جمع‌آورى شده بود به زبان عربى ترجمه كرده است . تنها كتاب روضة المنجمين يا چند كتاب ديگر نيست كه در قرن پنجم هجرى دربارهء نجوم و احكام آن به زبان فارسى نوشته شده است . اينطور كه معلوم مىشود در چهار قرن اول هجرى كتاب‌هاى بسيارى به زبان فارسى وجود داشته است . از مكالمهء ابو ريحان بيرونى با شخصى كه بيرونى نام او را نمىآورد اين مطلب روشن مىشود كه كسانى بوده‌اند كه اگرچه زبان عربى را مىدانسته‌اند امّا علاقه‌اى به مطالعهء كتابهاى عربى نداشته و مطالعات آنها بيشتر بر روى كتابهاى فارسى متمركز بوده و آن كتابها را مىخوانده‌اند . بيرونى در سال 409 هجرى مىنويسد : « . . . و ميان اين كسى با كسى از مردم زمان ما كه با خود او روبه‌رو مىشود و فارسى را بر عربى برگزيده است ، هيچ فرقى نيست كه به او مىگويد : از مرفوع كردن فاعل و منصوب كردن مفعول به و چيزهاى ديگرى از ساختمانهاى غريب زبان عربى كه تو از آنها آگاهى چه حاصل كه من از ريشه به زبان عربى نيازى ندارم » « 2 » . در زمان شهمردان رازى بايد كتابهاى بسيارى به زبان فارسى در دست بوده باشد كه شهمردان اين مطلب را طور ديگرى ادا مىكند و مىنويسد : « از بهر آن ( كتاب را ) بلفظ پارسى كردم چى اندرين نوع بتازى بسيار است و منجم را با لغت تازى دانستن بسى شغلى نيست » « 3 » . و وى ضمنا به ترجمه‌ها هم اطمينانى نداشته است و مىگويد : « و دانستم كه اگر به پارسى

--> ( 1 ) . آثار الباقيه ، صص 6 - 315 . ( 2 ) . تحديد نهايات الاماكن ، تأليف ابو ريحان بيرونى ، ص 9 ، ترجمهء احمد آرام ، تهران 1352 ، انتشارات دانشگاه تهران . ( 3 ) . كتاب حاضر ، ص 3 .