شهمردان بن أبى الخير رازى

154

روضة المنجمين ( فارسى )

سخت نكوهيذه بوذ و بوذن زحل در طالع و چهارم همچنين ، [ كى ] بمدّت دير تمام شوذ و از آب و سيل بيم رسذ . و بوذن قمر اندر ثور پسنديذه است تا بر خذاوند مبارك بوذ و حذر بايذ كردن از افتاذن خذاوند قمر ، از قمر و خذاوند طالع ، از طالع و يكى تحت الشعاع كى دليل سخت بذ و مذموم بوذ . و اگر اختيار بنا از بهر دزى « 1 » باشذ ، زحل در دلو و ميزان مشرق [ ى ] و در وسط سما سخت گزيذه باشذ . شكافتن بنا : انصراف قمر از نحوس و اتّصال بسعدى شرقى و بوذن قمر فوق الارض و پيوستن بستارهء تحت الارض گزيذه است و چون قمر بخذاوند خانهء خويش پيوندذ بدوستى آسان برآيذ . و برجهاى كى روز اندر و نقصان پذيرذ رواست و پسنديذه ، چى سبب دليل فسادست . و اگر خواهى كى آن عمارت باز ، جايگاه نشوذ ، بايذ كى قمر ساقط بوذ از خذاوند خانه‌ش و از شمس . و امّا بيران « 2 » كرذن دزها را بايذ كى قمر منحوس بوذ و در هبوط ، و زحل [ از ] اوتاد يا ساقط و ضعيف و منحوس . زمينها خريذن : بوذن قمر در برجهاى ارضى و صلاح اوتاد چهارگانه خاصّه برج چهارم و خذاوندش پسنديذه است و بايذ كى قمر به نظر دوستى زحل بوذ مقبول ، و بر نظر مشترى ، و اگر مشترى نتوانى ، زهره روا بوذ و مرّيخ شايذ كى نظر دارذ ، و اليس گفته است : طالع و خذاوندش دليل زمين و عاملان است و [ مشترى ] آن كوكب كى قمر ازو منصرف بوذ دليل خريذار ، و وسط سما دليل درختان كى اندرو بوذ و هفتم دليل نبات خرد و چهارم و خذاوندش دليل زمين و عمارت و آن كسانى كه درو باشند . و آن كوكب كى قمر بذو متّصل بوذ دليل عاقبت كارهاست . جوى و كاريز بيرون آوردن : بايذ كى زحل شرقى بوذ مستقيم ، و قمر اندر سيّم يا پنجم دور از مرّيخ ، و ناظر بوذ بزحل ، از برج مائى بر نظر دوستى . و از بوذن نحسان در وسط سما حذر بايذ كردن و زحل اندر يازدهم رواست و قمر ( 137 ) بسعدى پيوندذ از برجى ثابت ، [ و ] بر همه حال بايذ كى قمر بر نظر دوستى زحل بوذ و مقبول ، و مشترى يا زهره بايذ كى بر وسط سما بوذ و مشترى پسنديذه‌ترست .

--> ( 1 ) . دز - قلعه . ( 2 ) . بيران - ويران .