شهمردان بن أبى الخير رازى
155
روضة المنجمين ( فارسى )
درخت نشاندن : بايذ كى طالع برجى ثابت بوذ و خذاوندش مشرق و قمر در برجهاى ثابت و ذو جسدين پسنديذه است و خذاوندش بايذ كى بسعدان پيوندذ از برج هوائى و ناظر بوذ با طالع ، و خداوند قمر ، بقمر و اگر خذاوند خانه و خذاوند قمر محترق باشند و قمر منحوس ، خذاوندش بر آن درخت نخورذ . « 1 » و بهترين خانها از ثابت ، ثورست و دلو ، و بايذ كى زحل در وتدى بوذ يا در مايلى وتد . بجايگاهى كى او را شهادتى و مزاعمتى بوذ و بهتر آن باشذ كى مشترى بزحل نگرذ از دوستى ، و از نظر مرّيخ حذر بايذ كرذن . تخم كشتن و ارتفاعى كى بدروند : هر آن چيزى كى در سال بدروند بايذ كى طالع برجى ذو جسدين بوذ و خذاوندش در برجى منقلب ناظر بخذاوند خانه دور از نحوس ، و قمر در برجى منقلب بوذ و سرطان و سنبله و جدى پسنديذه دارند و بايذ كى زايد بوذ در نور و عدد ، و به همه حال حذر بايذ كردن چون تحت شعاع بوذ . و بايذ كى طالع يكى ازين خانها بوذ و خذاوندش مسعود بوذ . جايگاه باجارت گرفتن : بايذ كى قمر در برجى ارضى بوذ از سعدى برگشته ، و بسعدى پيوندذ و طالع و خذاوندش دور بوذ از نحوس ، و قمر و خداوندش همچنين . باب ششم : از برج پنجم طلب كرذن فرزند چهار فصل طلب كردن فرزند : چون فرزند نر طلب كنى بايذ كى قمر در برجى بوذ نر ، [ بر ] مثلّثهء شمس و خذاوند طالع و خذاوند خانه فرزند در برجهاى نر باشذ دور از نحوس ، و بهترين آن بوذ كى شرقى باشذ و بايذ كى قمر از احتراق دور بوذ و حذر بايذ كردن چون قمر بر درجات محترقه بوذ و زهره فاسد ، و در ربع اوّل از روز ( 138 ) پسنديذه است چى شمس زايد بوذ . و اگر ماذه طلب كنى بايذ كى در ساعات جفت بوذ و اين دليلها كى ياذ كردم در برجهاى ماذه چى هر وقت چون شهادت بيفزايذ دليل قوىتر گردذ . شير داذن : اتّصال قمر بزهره و مجامعهء او [ و زهره ] دور از رجوعت و احتراق و منحدر در حضيض فلك خويش پسنديذه بوذ .
--> ( 1 ) . نسخه قاهره « بخورد » .