شهمردان بن أبى الخير رازى
131
روضة المنجمين ( فارسى )
مسئله هفدهم : اجتماع و استقبال چگونه است و فزونى نور ماه و نقصان او [ از ] از چه سبب همىافتذ جواب : روشنى ماه از آفتاب است چى جمله تنهء او سياه است [ اما ] نور و روشناى پذيرنده ، پس هرگه كى بآفتاب نزديك شوذ با او راست گردذ ، نور بر آن يك نيمه ( 116 ) افتذ كى ما نبينيم كى شمس بر سمت او افتذ آن را اجتماع خوانند تا چون قدرى دورى يابذ نور برو تافته شوذ و همچنين بر اندازهء [ دورى ] نور همىفزايذ تا بمقابلهء شمس رسذ صذ و هشتاذ درجه پس يك نيمه بسيط از جرم خويش كى سوى ما « 1 » بوذ روشن نمايذ و آن نيمهء كى زير « 2 » باشذ بر حال خويش سياه مانذ . و آن را استقبال خوانند و بخلاف اجتماع بوذ و مثال اين [ را ] دو گوى برگير يكى ياقوت سرخ و يكى بلور صافى ، كى چى برابر يكديگر بدارى آن نيمه از بلور كى سوى ياقوت بوذ سرخ نمايذ و آن نيمهء ديگر برنگ خويش و پيوسته برين جمله زيادت و نقصان همىشوذ برين شكل .
--> ( 1 ) . نسخه تهرانى و ملك : « ماه » ( 2 ) . نسخهء توبينگن : « زبر »