شهمردان بن أبى الخير رازى

116

روضة المنجمين ( فارسى )

مسئله دهم : درجات شرف را چه حجت و برهانست . مسئله يازدهم : طبع ستارگانرا از كجا معلوم شد . مسئله دوازدهم : از چه سبب ارباب مثلثات برين گونه نهادند . مسئله سيزدهم : نهاد سال فرداريه را چه وجه است . مسئله چهاردهم : سالها [ ى ] عطيه ستارگان از چه علت نهادند و فزونى كمى چگونه است . مسئله پانزدهم : فرح و آفت از كجا معلوم شده است . مسئله شانزدهم : رجعت ستارگان و استقامت چگونه است و چرا ماه را رجوعت نيست و چرا رجعت كمتر از استقامت [ بود ] . ( 103 ) مسئله هفدهم : اجتماع و استقبال چگونه است و فزونى و كمى نور ماه از چه سبب همىافتذ . مسئله هجدهم : كسوف شمس و خسوب قمر چگونه همىباشذ و چرا مدت گرفتن ماه بيشتر توانذ بوذ از آفتاب . مسئله نوزدهم : چرا از يط ( - ؟ 19 ) ميزان و تا ج ( - ؟ 3 ) عقرب درجات محترقه خوانند . مسئله بيستم : چرا سهم سعادت را سهم قمر خوانند . مسئله اول : از چه واجب كنذ كى فلك گردست و بسيط « 1 » نيست جواب : حجت بر آن كى فلك چون گوى است گرد و بسيط ممكن نباشذ آنست كى از هر جايگه كى نگه كنى [ دورى ] يكسان بينى همچنان خطها كى از مركز بمحيط روند و نيز اگر بسيط بوذى بايستى كى چون ستاره طلوع كرذى خرد نموذى و چون پيشتر همىآمذى فزونى پذيرفتى تا به سمت الرأس رسيذن آن وقت بغايت بزرگى و مهترى بوذ ، پس چون غروب افتذ همىكاهذ تا به مغرب رسيذن ، چه سمت الرأس غايت نزديكى است با « 2 » ما و مشرق و مغرب غايت دورى ، و ما نه برين صفت همىبينيم پس معلوم شذ كى نهاذ فلك « 3 » گوى توانذ بوذن .

--> ( 1 ) . نسخهء اساس : « منبسط » ( 2 ) . نسخهء اساس : « يا » ( 3 ) . نسخهء اساس : « فلكى »