شهمردان بن أبى الخير رازى
100
روضة المنجمين ( فارسى )
را نشايذ مگر پنهان كرذن چيزها [ را ] ، 3 . چون بر مقابله آفتاب روذ « 1 » كمتر از دوازده درجه ، يا از مقابله برگشته بوذ كمتر از دوازده درجه و سبب اين آنست كه با رأس يا ذنب مجاسده كرده باشذ و چون ازين بگذشت از عقده برگرديذه بوذ و اين دليلى بوذ بر مخاصمت و مخالفت با « 2 » كمتر خويش « 3 » و اين آن وقت بوذ كه ماه را نور تمام شوذ چهارده شبه ، 4 . بطى سير بوذ ناقص در حساب چنانك سير شبانروزى او كمتر از دوازده درجه باشذ و چون برين « 4 » روز ابتدا كارى كرذه شوذ قضا [ ى ] حاجب بديرى بوذ ، 5 . چون بر درجه محترقه گذرذ يط ( - 19 ) درجه ميزان و تا ج ( - 3 درجه ) عقرب يعنى [ كى نه بشمال مايل است و نه بجنوب بر ميان فلك مستقيم رود ] اينجا يگه ميان هبوط نيّرين است . و ازين جهت سفر كرذن مذموم باشذ و ناپسنديذه ، 6 . با نحسى بوذ يا به نظر نحسان ، 7 . چون از شمال سوى جنوب آيذ اندر رفتن ، 8 . چون در اجزاى اثنا عشريه [ زحل يا مرّيخ بوذ ] ، 9 . در آخر برجها كه حدّ نحسان است ، 10 . ساقط بوذ از وسط سما و جايگاه نهم از طالع ، 11 . از نحسى برگردذ و بنحسى ديگر پيوندذ . چون ابتداى شغلى كنى اندرين حالها نيكو ببايذ « 5 » نگرستن ، پس اگر بضرورت بوذ حظّ مشترى يا زهره در طالع يا وسط سما نگاه بايذ داشتن تا موافقتر بوذ ( 87 ) و گفتهاند چون قمر از بعد از هفت روز كه [ بر ] نظر تربيع شمس بوذ و چهاردهم بر مقابله و بيست و يكم بر تربيع دوم و آخر ماه تحت الشعاع ، از جهت نحوست آب از چشمها « 6 » كم شوذ و زيانى آفتاب از مقارنه « 7 » مرّيخ بوذ و مقابله زحل و مرّيخ ، آن ستاره را كه زبر او بوذ زيان بيشتر كند و زحل آن ستاره را كه فروذ او بوذ . فصل : بذانك اين حالها كى ياذ كرذم دليل كون و فساد است و از همه بهتر اتصال خذاوند طالع و خذاوند حاجة بوذ بيكديگر چنانك در وتد باشذ « 8 » يا مايلى مستقيم ، دور از رجوعت
--> ( 1 ) . ساير نسخهها : « بود » ( 2 ) . در نسخهء اساس : « يا » ( 3 ) . در نسخهء توبينگن : « خويشتن » ، در نسخه ملك : « خود » ، در نسخهء اساس : « كمتر خويش » ، « كهتر » نيز خوانده مىشود . ( 4 ) . در ساير نسخهها : « بدين » آمده است . ( 5 ) . در نسخهء تهرانى : « نبايد » ، در نسخهء توبينگن : « نيايد » ( 6 ) . چشمها - چشمهها ( 7 ) . نسخهء قاهره : « مقابله به » ( 8 ) . در نسخهء توبينگن : « باشند »