شهمردان بن أبى الخير رازى

101

روضة المنجمين ( فارسى )

و احتراق و نظر نحسان و بستاره [ ى ] راجع بپيوندذ پس اگر اتصال نبوذ پس نقل ، پس جمع ، پس قبول ، پس قوّة دليلها و مزاجهاشان با يك‌ديگر تا اين يافته نشوذ اقبال خذاوند طالع ، و خذاوند حاجت و سلامت يافتن ايشان و قبول قمر و اقبال او . باب ششم : در شبانروز دانستن اندر معرفت تقويم و اعياد ملل فصلى گفته‌ام از نام ماهها [ و روزها ] و كبيسها كرذن چنانك اينجا بتكرار او حاجت نيفتذ اما شبانروز دانستن آنست كه پارسيان ابتذا از بامداد كنند چون صبح روز دميذه شوذ و شب آينده در او شمرنذ و اعتماد بر اين است كه تا بام روشن نتابذ « 1 » اندر روز گذشته بوذ . و تازيان و جهودان از نماز شام دارنذ چى اعتماد بر [ ديدن ] ماه نو است و شب در آن روز شمارند كه روز باز خواهذ بوذن و منجمان از بهر تقويم ستارگان ابتدا آن وقت دارند كه آفتاب بغايت ارتفاع رسذ بنيم روزان و شب با مذهب پارسيان راست بوذ و اللّه اعلم . ( 88 ) دور ستارگان و بريذن هريك فلك خويش را بتقريب : زحل بيست و نه سال و پنج ماه و نه روز ببرذ فلك خويش را . مشترى يازده سال و ده ماه و يازده روز . مريخ يكسال و ده ماه و بيست و دو روز . آفتاب به تيرست و شصت و پنج روز و ربعى . زهره به بيست و پنج روز هر برجى ببرذ چنانك همه فلك بده ماه بتوانذ بريذن لكن از جهت آنك از شمس جذا نتوانذ بوذن بيشتر از چهل و هفت درجه پس برجوعت بازگردذ كه سير او در سير شمس پيوسته است و اندك مايه هر سال جذا تواند بوذن . و عطارد و همچين بشانزده روز يك برج ببرذ [ لكن از جهت اندكى رباط او بتقريب يك سال همه فلك ببرذ ] و قمر به بيست و نه روز و سى و يك دقيقه و پنج ثانيه و هفت ثالثه ببرذ ، به دوازده ماه بوذ سال قمرى [ شند ( - 354 ) روز كب ( - 22 ) دقيقه ل ( - 30 ) ثانيه م ( - 40 ) ثالثه « 2 » ] .

--> ( 1 ) . در نسخهء تهرانى : « نباشذ » ( 2 ) . مدت حركت سيارگان بدور خورشيد و حركت ماه بدور زمين چنين است : زحل : 45773 / 29 سال ، مشترى : 86223 / 11 سال ، مريخ : 792 / 686 روز زمين : 2422 / 365 بتقريب ، زهره : 643 / 224 روز ، عطارد : 969 / 87 روز ، ماه 32166 / 27 روز و از يك هلال تا هلال ديگر 53059 / 29 روز و يك سال قمرى 3671 / 354 روز است .