محمد غازي ملطيوي

20

روضة العقول ( فارسى )

و صدقة جارية و علم ينتفع به . اين ترتيب متضمّن اين دو حكم است . پس نيّت بر آن مقصور شد و همّت بر آن محصور گشت كه حكايتى انشا افتد مشتمل بر جوامع مراد و متبلّج به سواطع ارتياد ، موشّح به دقايق انشا و مرشّح از حقايق ما يشا ، تا بشاير عشاير اطراف ، و اخاير ذخاير اكناف را انس و فرحت و سلوت و استراحت فزايد . چون در غور آن حال نظر افتاد و نجد آن تفكّر پيش خاطر آورده شد ، گفتم اگرچه اختراع حكايات و ابداع رسالات در هر باب كه خوض رود ، و در هر نوع كه شروع افتد ، خاطر مجيب و مصيب است و ضمير مجير و مجيد ، لكن اقتدا به قدما و اهتدا به علماى سالف انار اللّه براهينهم كردن غايت شهامت و فيض كرامت باشد ، و انحراف از مناهج استصواب ايشان توافر جهالت و تكاثر ضلالت ؛ و موجب مصداق اين قول آن است كه ابو القاسم حريرى رحمه اللّه متابعت بديع همدانى نوّر اللّه ضريحه كرد . اگر من مشايعت خواجه امام نصر اللّه بن محمّد بن عبد الحميد ، أسكنهم اللّه بجوار رحمته كنم ، شايد . چه او با كمال فضيلت و يمن براعت خود ، كليله و دمنه را به الفاظ بديع و عبارت رفيع موشّح گردانيد ، وصيت فضيلت و سمعهء تبحّر خود بدان سبب در اقطار عالم و ارجاى زمين به سمع عاقل و غافل ، خامل و كامل رسانيد و به واسطهء آن كتاب عزيز وساطت خود ظاهر گردانيد ، هر كس كه بعد از او متأوّب آن راه و متأهّب آن پايگاه شود ، او را بايد كه تابع آن سياقت و پيرو آن رشاقت گردد . چنان كه حريرى رحمه اللّه فرمود در حق بديع [ b 2 ] شعر فلو قبل مبكاها بكيت صبابة * بسعدى شفيت النّفس قبل التّندّم و لكن بكت قبلى فهيّج لى البكا * بكاها فقلت الفضل للمتقدّم بدين سبب اگرچه خاطر از اختراع حكايات كه لايق اين حال بود قاصر نيامدى ، جهت تبرّك به خواجه امام نصر اللّه ، زيّنه اللّه بوشايح رضوانه ، اقتدا رفت ؛ و كتابى طلب كرده شد كه از تصانيف ارباب دها و اصحاب بهاء باشد و