مؤلف مجهول

32

رستم نامه ( فارسى )

منم زينت‌ده وادىّ امكان * منم گنجينه‌دار قفل يزدان به دست من كليدِ خلد يزدان [ a 37 ] * منم آن كس كه اندر عالم خاك نمىباشد ز مشكلها ترا باك * منم اصل وجود عقل [ و ] ادراك من افكندم به فضل ايزد پاك * ز بحر لامكان كشتى در افلاك منم مولا همه جنّ و ملك را * كه سازم دور از هر سينه شك را منم مرشد سما و هم سمك را * منم سلطان همه مُلك و مَلَك را كه گردش مىدهم چرخ و فلك را * منم حاكم به هر پير و جوانى منم عالم ز هر راز نهانى * مرا غير از پيمبر « 1 » نيست ثانى چو خواهم از . . . « 2 » تو داد جانى * بنا سازم زمين و آسمانى به روز و شب ز لطف كردگارى * رسانم روزىِ هر مور و مارى نمىخواهم من از مخلوق يارى * به فضل ايزدى در هيچ كارى به جز من نيست صاحب‌اختيارى [ b 37 ] * منم زين خلق چندين سال سابق تمامى را منم هادى مطلق * اگر خواهم نمايم ماه را شق بيا اكنون نظر كن قدرت حق * كه چون آرم برون « 3 » از بحر زورق ارادت كرد ابن عم محمّد * كه سازد معجز خود را مجدّد كه از حكم خداى فرد [ و ] واحد * همان دم جبرئيل آمد ز سرمد به نزد خواجهء كونين احمد [ a 38 ] * بگفت اى مقتداى قُل تَعالو 224 [ ا ] پيام خالق از جبريل بشنو * فرستاده است پيشت قصّهء نو كه بالاى فلانه كوه بر رو * نه تنها بلكه با خيل و حشم رو

--> ( 1 ) . پيغمبر . ( 2 ) . در اينجا كلمه‌اى است كه قرائت و معناى آن براى نگارنده روشن نيست . ( 3 ) . بيرون .