مؤلف مجهول

19

رستم نامه ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم معجزنامهء مولاى متّقيان جناب امير المؤمنين و امام المتّقين على - عليه السّلام - بساط آراى ايوان حكايت * نشاط افزاى بستان حكايت عروس نطق را زينت‌گرى كرد * زهى زينت كه سحر سامرى كرد ز درياى گهر درّ ثمين سفت * به الفاظ گهربار اين چنين گفت كه عادل پادشاهى بود در چين * به فرمانش سراسر چين و ماچين فراوان مملكت از بحر و بر داشت * هزاران منفعت از خشك و تر داشت سپاه نصرتش بىحد و مر بود * ز كشور هر دمش فتح دگر بود [ a 22 ] يكى زيبا پسر بودش گزين‌راى * ز رويش فرّ شاهى گشته پيداى « 1 » به جز شاهى كه آن زيبا پسر بود * ز سر تا پاى او فضل و هنر بود به پيش او هر استادى كه بودى * هنر ديدى و شاگردى نمودى زبان قاصر ز وصف خوبى او * غنى از هر صفت محبوبى او دل و دينش ربوده بود يارى * ولى بودند هريك در ديارى ديار يار شش ماهه مسافت * سه ماهه راه درياى پرآفت [ b 22 ] چه دختر گوهر درج وفا بود * چه دختر اختر برج صفا بود رخى مانندهء قرص قمر داشت * دو زلفى بر مثال مشك تر داشت لبى چون لعل و دندان گهر داشت * جمال از هرچه گويى بيشتر داشت . . . « 2 »

--> ( 1 ) . پيدا . ( 2 ) . جاى مصراع پنجم در متن دست‌نويس خالى است .