مؤلف مجهول
مقدمه 50
رستم نامه ( فارسى )
خوشا حال پيران خوشا حال زال * كه دارند مثل تو صاحب كمال ( بيت 330 ) پرسش اين است كه چرا بايد پيران ، سپهسالار افراسياب ، هم بهسان پدر رستم از اسلام آوردن و رستگارى او شادمان باشد و رابطهء ميان اين دو چيست ؟ در حدود بررسىهاى نگارنده در روايات رسمى ، عاميانه و نقّالى مربوط به تاريخ ملّى و پهلوانى ايران ، ميان رستم و پيران هيچگونه نسبت خويشاوندى وجود ندارد و تنها پيوند خانوادگى پيران با ايرانيان غير از داشتن نيا و تبار مشترك ( فريدونزادگى ) ازدواج دختر او ، جريره ، با سياوش در داستانى اصيل ( از نظر روايى ) و الحاقى به شاهنامه است . « 1 » به شرط اصالت و اعتبار اشارهء سرايندهء رستمنامه مىتوان پنداشت كه شايد رابطه رستم و پيران مأخوذ از روايات شفاهى يا نقّالى زمان او بوده است . در اوايل بخش دوم منظومه ، كه به تأثير نداشتن پندهاى خاقان چين در پسرش اشاره شده ، اين بيت آمده است : چه شد معلوم آن شاه گهرسنج * كه سودى نيست در افسون ديرنج ( بيت 36 ) واژهء قافيهء مصراع دوم در عكس نسخه « ديرنج » خوانده مىشود و اين كلمه در حدود بررسىهاى نگارنده ، در متون فارسى و فرهنگها نيامده و از مبهمات منظومه است . متخصّصان واژهشناسى و صاحبنظران بايد بررسى و اظهار نظر كنند كه آيا « ديرنج » صورتى از « ديرند - ديرين » و واژهاى به آن معناست يا اينكه ضبط درست لغت « ريونج » است و « افسون ريونج / ريباس » سحر و طلسم ويژهاى در معتقدات و آداب عاميانهء گذشتگان بوده است ؟
--> ( 1 ) . براى اين داستان ، رك : شاهنامه ، خالقى ، ج 2 / صص 296 - 297 حاشيهء صفحات .