مؤلف مجهول
مقدمه 46
رستم نامه ( فارسى )
7 . « چو » در معناى « چه » پرسشى ( بيت 205 ) نمايانترين ويژگى عروضى بخش اوّل منظومه ، حذف صامت « د » از پايان برخى كلمات به هنگام خواندن و تقطيع است كه از خصوصيّات وزنى متون سبك خراسانى ، از جمله شاهنامه « 1 » ، و بعضى اشعار سبك عراقى است . « 2 » مثلا گشتهاند / گشتهان ، بياراستند / بياراستن و شدند / شدن ، در اين مصراعها : ز درگاه او گشتهاند كامياب ( بيت 93 ) ، بياراستند مجلسى چون بهشت ( بيت 114 ) و چه سايه شدند در ركابش روان ( بيت 128 ) « 3 » جالب است كه اين ويژگى و تلفّظ بر املاى شمارى از واژگان در كتابت نسخه هم تأثير گذاشته و « زدند » ، « كردند » ، « رفتند » و « طهماسب » به ترتيب « زدن » ، « كردن » ، « رفتن » و « طهماس » « 4 » نوشته شده است : زدن بارگاه فلك دستگاه ( بيت 136 ) ، چو ايرانيان كردن اين حرف گوش ( بيت 358 ) ، كجا رفتن از جور آخر كجا ( بيت 382 ) ، چه شد شاه طهماس فردوسجاه ( بيت 380 ) . همه اين موارد در متن ويراسته دستنويس به صورت اصلى آنها اصلاح شده است . در يك مورد نيز اين ويژگى وزنى موجب نادرستى قافيههاى بيت شده و ناظم يا كاتب ، « هوشمند » را « هوشمن » خوانده و با « من » قافيه كرده است ( بيت 167 ) ، تأثير قاعدهء افتادن صامت « د » بر املا و كتابت نسخه در بيتى از سامنامه هم به نظر مىرسد و در آن « آوردند » مطابق با تلفّظش در بيت ، « آوردن » نوشته شده است : برفتند و آوردن آن اژدها * شهنشه نگه كرد بر ابرها ( سامنامه ، ج 2 ، ص 389 )
--> ( 1 ) . دراينباره ، رك : « پيرامون وزن شاهنامه » ، جلال خالقى مطلق ، ايرانشناسى ، صص 57 - 58 . ( 2 ) . رك : كليات سبكشناسى ، سيروس شميسا ، صص 190 - 191 . ( 3 ) . براى نمونههاى ديگر ، رك : بيتهاى 113 ، 124 ، 128 ، 182 ، 278 ، 345 ، 378 و 381 . ( 4 ) . خواندن ( طهماسب ) به صورت ( طهماس ) ، براساس اين قاعدهء عروضى است كه هرگاه هجاى بلند به يك يا دو صامت ختم شود ، صامت در تقطيع مىافتد .