مؤلف مجهول
مقدمه 31
رستم نامه ( فارسى )
مسلمان شدن رستم يا به بيانى كلّىتر انتساب ويژگىها و عناصر دين و مذهب رسمى ، مطلوب و غالب جامعه ( اسلام و تشيّع ) به شخصيّتهاى ملّى كه از نظر زمان داستانى مقدّم بر ظهور آن دين ويژه بوده و لاجرم نمىتوانستهاند پيرو آن باشند تنها مربوط به ايران پس از اسلام نيست و مشابه آن در كيش زرتشت به عنوان آيين رسمى روزگار ساسانيان هم مصداق دارد ، بدين صورت كه در شاهنامه پيش از دينآورى زرتشت - كه در تاريخ روايى / ملّى ايران در زمان گشتاسپ روى مىدهد - برخى از مظاهر و اصطلاحات مزديسنى ديده مىشود « 1 » و اين محتملا برخاسته از تصرّفات موبدان در گزارشهاى خداىنامه پهلوى است كه خواستهاند يلان و شهرياران پيش زرتشتى را مرتبط با موضوعات دين رايج و مقبول جامعه آن دوران نشان دهند . نكتهء جالبتر اينكه در اوستا ( آبان يشت و ونديداد ) كسانى چون گيومرث و جمشيد كه زمان زندگى آنها پيش از دورهء گشتاسپ ( هنگام دينگسترى زرتشت در سنّت زرتشتى ) است ، نخستين مردمانى دانسته شدهاند كه به گفتار و آموزش اهورامزدا گوش مىدهند و دين زرتشت را از او مىآموزند . « 2 » در روايات رويارويى رستم و حضرت على ( ع ) ، دو - و در داستانهايى كه سليمان ( ع ) نيز حضور دارد ، سه - شخصيّت تاريخى و حماسى كه صرفنظر از ماهيّت تاريخى / واقعى و داستانى آنها ، در يك زمان نمىزيستهاند ، همروزگار انگاشته و در كنار هم ظاهر شدهاند . پردازندگان ، راويان ، خوانندگان و شنوندگان اين روايات كه متوجّه اين نكته بودهاند گاهى علل و توجيهاتى براى چگونگى معاصرت رستم و امام على ( ع ) و نيز سليمان ( ع ) ذكر كردهاند . براى نمونه ، در داستان اژدهايى كه تهمتن از عهدهء كشتن آن برنمىآيد و مقدّر است به دست
--> ( 1 ) . مثلا در روزگار كيخسرو دربارهء فريدون آمده است : برآورد در كند ز آتشكده * همه زند و استا به زر آزده ( خالقى ، ج 4 / ص 184 / ب 215 ) براى توضيح زندهياد دكتر معين دربارهء ذكر زند و اوستا پيش از ظهور زرتشت در شاهنامه ، رك : مزديسنا و ادب پارسى ، محمّد معين ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ چهارم ، 1384 ، ج 2 ، صص 126 - 128 . ( 2 ) . رك : يشتها ، ج 1 ، ص 78 ؛ اوستا ، ج 2 ، ص 665 .