مؤلف مجهول

مقدمه 27

رستم نامه ( فارسى )

7 . سليمان ( ع ) به كيخسرو نامه مىفرستد و او را به اسلام مىخواند . رستم براى ديدن شأن و شوكت پيامبر عازم مىشود و . . . ( رك : همان ، صص 126 - 127 ) . هر چند آغاز اين روايت ( نامه فرستادن سليمان به كيخسرو ) به‌سان گزارش رستم‌نامه است ، امّا در ادامه اختلافاتى با آن دارد . 8 . رستم از سر رشك‌ورزى به احترام سليمان نزد شاهان ديگر ، عازم نبرد تن به‌تن با او مىشود و در راه با على ( ع ) برخورد مىكند . پيكار اين دو تا شب به درازا مىكشد تا اينكه امام ، تهمتن را به آسمان چهارم مىاندازند و رستم شكست و پرداخت باج به سليمان را مىپذيرد . « 1 » از ميان اين گزارشها ، روايات شمارهء 1 ، 4 و 7 همانندى بيشتر و نزديك‌ترى با داستان رستم‌نامه دارد . يكى از پژوهشگران بدون هيچ ارجاع يا ذكر توضيح و قرينه‌اى ، روايت هم‌ركاب شدن امام با رستم در تنگه باريك را ( - روايت شماره 2 از بخش الف ) « ناشى از روايتهاى قديمى مردم مناطق مركزى ايران » و نبرد تن‌به‌تن اين دو را « حاصل باورمندى و قصّه‌پردازى مردم مزارشريف افغانستان » دانسته‌اند « 2 » ، و ليكن با در نظر داشتن دلايل و قراينى نظير ماهيّت شفاهى / عاميانهء اين روايتها و دشوار و بعضا ناممكن بودن تعيين زمان و مكان دقيق ايجاد اين‌گونه داستانها ، پراكندگى گزارشهاى متنوّع اين مضمون در بين مردمان نواحى مختلف ايران ، اشاره سراينده رستم‌نامه به شنيدن روايت اثر خود در شهر نجف در روزگار صفويان « 3 » و نيز علل شكل‌گيرى و رواج اين داستان مردمى - كه بعضى از آنها عام و مشترك در ميان همه شيعيان ايرانى است - نمىتوان نظريّهء مذكور را با قاطعيّت پذيرفت و مكان يا مكانهاى مشخّصى را براى خاستگاه نخستين اين روايت تعيين كرد . در تحليل زمينه‌هاى اجتماعى و روان‌شناختى پيدايش و گسترش روايات

--> ( 1 ) . رك : معتقدات و آداب ايرانى ، هانرى ماسه ، ج 2 ، صص 272 - 273 . ( 2 ) . رك : گوسان پارسى ، جهانگير نصرى اشرفى ، ص 113 . ( 3 ) . دراين‌باره ، رك : بخش « دربارهء منظومه » در همين مقدمه .