مؤلف مجهول
مقدمه 28
رستم نامه ( فارسى )
معاصرت و رويارويى رستم و امام على ( ع ) ، كلّىترين و بديهىترين دليل ارادت و احترام عموم ايرانيان به هردو چهرهء برجسته ملّى - داستانى و دينى - مذهبى خويش و تلاش براى ايجاد تعادل ، همسويى و مودّت ميان اين دو است كه خود مىتواند از نتايج و بازتابهاى رواج شاهنامهخوانى ، نقّالى و قصّهخوانى در عصر صفوى « 1 » از يكسو و نفوذ مذهب تشيّع در ايران و تثبيت آن در سالهاى پايانى اين حكومت با تأكيد بر هويّت دينى « 2 » از طرف ديگر باشد كه در قالب چنين تلفيق داستانى و عامّهپسند رخ نموده است . به سخنى ديگر ، اگر به قرينهء زمان نظم منظومهء رستمنامه در عصر صفويّه ، دورهء ايجاد يا حدّاقل رواج روايت بخش نخست آن را نيز همين روزگار بدانيم ، محتملا ، پردازندگان داستان كه هم شيعهمذهب و دلبستهء فضايل امام على ( ع ) - از جمله شجاعت ايشان - بودهاند و هم بنابر پيشينهء ديرياز نفوذ فرهنگى شاهنامه و داستانهايش در ميان اصناف گوناگون ايرانيان بهويژه اوجگيرى توجّه به آن در دوره صفويّه و نقل مكرّر پهلوانىهاى رستم ، به جهانپهلوان ملّى خويش ارادت مىورزيدهاند با ساختن ، بازگويى و پراكندن اين روايت كوشيدهاند به هردو خواسته / نياز دينى - مذهبى و ملّى - داستانى خود پاسخ بگويند و شخصيّتهاى مثالى و آرمانىشان را در كنار هم بنشانند . سراينده رستمنامه ، داستان بخش نخست منظومهاش را از آن روى كه روايتى از دلاورى و بزرگوارى امام على ( ع ) است « خجلكنندهء مشركان » و به سبب مسلمان شدن جهانپهلوان ايران در آن « مايهء سرور ايرانيان » ناميده است : از اين نظم كن مشركان را خجل * چراغى برافروز در بحر دل از اين قصّه قلب عجم شاد كن * حزين دير را خرّمآباد كن ( ابيات 101 - 102 )
--> ( 1 ) . دراينباره ، رك : « شاهنامهخوانى » ، حسين لسان ، مجموعه سخنرانىهاى ششمين كنگرهء تحقيقات ايرانى ، ج 3 ، صص 429 - 434 ؛ صفويه در عرصهء دين ، فرهنگ و سياست ، رسول جعفريان ، ج 2 ، صص 851 - 878 ؛ « نقالى و شاهنامهخوانى » ، كاظم سادات اشكورى ، شاهنامهخوانى ، دفتر اول ، ص 53 . ( 2 ) . براى اين موضوع ، رك : ساختار و نهاد انديشهء دينى در عصر صفوى ، منصور صفتگل ، ص 19 .