مؤلف مجهول

مقدمه 20

رستم نامه ( فارسى )

اين بيت هم از حملهء حيدرى باذل مشهدى است : برآمد چه تيغ على از نيام * نه گرشسپ ماند نه رستم نه سام ( ص 7 ) در معتقدات عاميانه ، قوس قزح هم كمان رستم ناميده مىشود و هم كمان حضرت على ( ع ) « 1 » و در آيينهاى عيد قربان در جمهورى آذربايجان به هنگام درود فرستادن به امام على ( ع ) سيماى رستم ترسيم مىشد . « 2 » در اين تعابير و سنّتهاى مردمى نيز باز پيوند و هم‌سان‌انگارى اين دو شخصيّت محبوب به خوبى نمايان است . مهم‌ترين و درخور توجّه‌ترين نوع رابطه ميان حضرت على ( ع ) و رستم در فرهنگ و ادب ايران ارتباطهاى داستانى اين دو است كه خود بر چند گونه است . در نوعى از اين پيوستگى كه مىتوان آن را شخصيّت‌پردازى امام على ( ع ) بر الگوى ويژگىهاى رستم و يلان ملّى ايران ناميد و معمولا در منظومه‌هايى با صبغهء داستانى ( مانند خاوران‌نامه و حملهء حيدرى ) به نظر مىرسد ، بنابر خصوصيّت ناتاريخى بودن حافظهء جمعى يك ملّت و علاقهء عموم مردم به اسطوره‌اى كردن كسان و رويدادهاى تاريخى خود « 3 » سرگذشت و سيماى امام على ( ع ) به تقليد از نمونه‌هاى مثالىاى چون رستم و انتساب ويژگىها ، متعلّقات و بن‌مايه‌هاى حماسى - اساطيرى ( با محوريّت شاهنامه و داستانهاى تهمتن ) به ايشان در بسترى غيرتاريخى و كاملا افسانه‌اى پرداخته شده است ، چنان‌كه مثلا امام به‌سان پهلوانان حماسه رشدى زودهنگام و شگفت دارند ، از اين روى ، در چهار سالگى بىهمال‌اند و در پنج سالگى هم‌پيكر نوجوانى دوازده ساله مىنمايند . « 4 » هيچ باره‌اى تاب تهمتنى حضرت را ندارد و ايشان بر پشت هر اسبى كه دست

--> ( 1 ) . رك : فرهنگ عاميانهء مردم ايران ، صادق هدايت ، صص 139 - 140 ؛ قهرمانان بادپا در قصّه‌ها و نمايشهاى ايرانى ، خجسته‌كيا ، ص 191 . ( 2 ) . رك : فردوسى و شاهنامه در قفقاز ، ولى صمد ، ص 18 . ( 3 ) . براى تفصيل در اين‌باره ، رك : اسطورهء بازگشت جاودانه ، ميرچاالياده ، صص 49 - 62 . ( 4 ) . رك : حملهء حيدرى ، راجى كرمانى ، ج 1 / ص 82 / ب 602 - 605 .