مؤلف مجهول

مقدمه 21

رستم نامه ( فارسى )

مىگذارند كمرش خم مىشود . « 1 » درفش ويژهء ماه‌پيكر دارند « 2 » و با رزم‌افزارهاى موروثى زيناوند مىشوند . « 3 » مانند عيّاران خود را به هيئت بازرگانان درمىآورند و به ميان دشمن مىروند ( رك : تازيان‌نامه پارسى ، صص 93 - 94 / ابيات 807 - 844 ) . با زنگى ، ديو ، شير ، اژدها ، پيلگوشان و جاودان نبرد مىكنند و طلسم مىگشايند ( رك : همان ، ص 80 / ب 574 - 586 ؛ ص 120 - 121 / ب 1306 - 1341 ؛ ص 162 - 170 / ب 2059 - 2215 ؛ ص 177 - 178 / ب 2297 - 2230 ؛ ص 190 - 191 / ب 2544 - 2561 ) . نعره‌هاى بلند و سهمناك ايشان چنان است كه از شدّت آن در محدوده‌اى ده اندر ده همهء جانوران مىميرند و سى هزار كافر جان مىبازند ( رك : همان ، ص 209 / ب 2879 - 2882 ) . رزم‌افزار ويژه ايشان ، ذوالفقار ، نيز همچون سلاح مخصوص پهلوانان ويژگىهاى داستانى - يا قابل مقايسه با نمونه‌هاى داستانى - دارد ، از جمله : آسمانى بودن ، دو سر داشتن ، سنگينى ، موروثى بودن ، پيكرگردانى ، قدرت برندگى و زخم‌زنى ، سخن‌گويى ، كوتاه و بلند شدن و افكنده شدن در دريا . « 4 » در منظومه‌ها و رواياتى كه حضرت على ( ع ) با اين اوصاف معرّفى شده‌اند هيچ اختلافى جز تفاوت نام ميان ايشان و مثلا رستم و گرشاسپ و فرامرز نيست و ارادتمندان امام با ذهنيّت داستان‌گرا و شگفتىپسند خويش چنين پنداشته‌اند كه هر اندازه تشابهات احوال و اخبار حضرت با پهلوانان نامدار - به‌ويژه رستم - بيشتر باشد ، بر مقام و احترامشان نزد عامّه افزوده مىشود و اساسا خواست و پسند اصلى آنها از شخصيّت مقتداى بزرگشان چهره‌اى مينوى ، مثالى و فرابشرى بوده است ( اسطوره‌اى كردن / شدن تاريخ به تعبير الياده ) . گونه‌اى ديگر از اين رابطه در روايتى عاميانه است كه مطابق آن رستم در برابر

--> ( 1 ) . رك : حملهء حيدرى ، ج 1 / ص 258 / ب 5705 - 5708 ؛ مشابه داستان اسب‌گزينى رستم در شاهنامه . ( 2 ) . رك : تازيان‌نامهء پارسى ، ص 106 ، بيت 1080 . ( 3 ) . رك : علىنامهء ربيع ، برگ b 224 . ( 4 ) . رك : « ذوالفقار از تاريخ تا افسانه ( ويژگىهاى داستانى ذوالفقار در فرهنگ و ادب ايران ) » ، سجّاد آيدنلو ، مجلّهء گوهر گويا ( فصلنامهء انجمن ترويج زبان و ادب فارسى ايران ) ، سال اوّل ، شماره سوم ، پاييز 1386 ، صص 115 - 142 .