مؤلف مجهول
مقدمه 19
رستم نامه ( فارسى )
آن جهاد اكبر است اين اصغر است * هر دو كار رستم است و حيدر است ( مثنوى ، دفتر 5 ، بيت 3804 ) زين همرهان سستعناصر دلم گرفت * شير خدا و رستم دستانم آرزوست ( كليّات شمس ، ج 1 ، ص 255 ) همنشينى نام حضرت على ( ع ) و رستم در منظومهء تركى قوتاد قوبليگ ( سرودهء 448 ه . ق ) نيز ديده مىشود « ذوالفقار حضرت على را در دست مىگيرم و همانند رستم مشهور ، سرزمينها را درخواهم نورديد . » « 1 » گاهى شعرا - بهويژه سرايندگان منظومههاى دينى - مقام پهلوانى امام را برتر از رستم دانسته و جهانپهلوان شاهنامه را غلام و افكندهء على ( ع ) معرّفى كردهاند . مثلا ربيع در علىنامه گفته است : جهانآفرين تا جهان آفريد * چو حيدر سوارى دگر ناوريد اگر چند بد رستم او مردِ مرد * چو گَردى بُدى با على در نبرد اگر عهد او در بدى روستم * غلاميش را نهادى سر بر قدم ( برگ b 129 ) به تصريح ناصر خسرو و سوزنى سمرقندى : رستم سزا بودى چو او دلدل ببستى ، چاكرش * ننوشت كفر و شرك را جز تيغ ايمان گسترش ( ديوان ناصر خسرو ، ص 239 ) آن على كاندر مصاف صد هزاران خصم خواست * هر يكى چون رستم دستان زال زاولى ( ديوان سوزنى ، ص 297 )
--> ( 1 ) . شاهنامه و ادبيات قزّاقى ، بولاك بك باتيرخان ، ص 104 .