ميرزا مهدى نواب طهرانى
70
دستور الأعقاب ( فارسى )
عجم را از كرمانشاهان و لرستان و عربستان و كردستان و بختيارى را مختار و حكمگزار گرديد . كفايات وافى فرمود كه حديث چنگيز خان و امير تيمور را وقع و قدرى نماند . گردنكشان آن خطّه كه همواره داعيهء خودرائى و چون خيال اصحاب حشيش انديشه پادشاهى داشتند ، مأمن سخت و محكم و قلعجات به غايت مستحكم و جنود نامعدود و حدود نامحدود از عرب و عجم ايشان را مسلّم بود ، به جدّى وافر و سعيى كامل و رائى ثابت و عزمى جازم به استيصال و اضمحلال ايشان برآمد . يكسال و زايد قايد طريق تخريب و جاهد سبيل تحبيب گرديد ، آن چنان كه تير و مرداد و شهريور را در خوزستان و اهواز كه از شدّت و حدّت آفتاب مار و مور را عبور و مرور متعذّر و وحوش و طيور را صعود و قعود متعسّر كَلَّا إِنَّها لَظى نَزَّاعَةً لِلشَّوى : « 1 » نه هيچ ساكن جنبان بر او مگر انجم * نه هيچ طاير ساير بر او مگر صرصر و يترك الجاب فى شغل من الحقب * و يقدح النّار فى الاعراق و العصب « 2 » در پهنه صحرا و پناه خرگاه و تابش آفتاب راه « 3 » به سد داشت تا متمرّدين دولت و مخالفين حضرت كه محمد تقى خان بختيارى يكى از ايشان بود و جميع مراسم سلطنت را معمول مىداشت .
--> ( 1 ) . سورهء معارج آيهء 15 . ( 2 ) . اين بيت در ح نيست . در حاشيه اين نسخه آمده است : عبارت مشوش است بايد درست شود . ( 3 ) . چند كلمه در م نيست .