ميرزا مهدى نواب طهرانى

61

دستور الأعقاب ( فارسى )

ديگر . اين داورى انحصار بر ايروانيان و رستاق آن ندارد در غالب موارد احكام بر اين جمله جارى است . * * * [ زمانى گرانى تسعير در غلّه دست داد . . . ] زمانى گرانى تسعير در غلّه دست داد . صرّافان را مصادره نمود كه وفور پول باعث فتور جنس است . * * * [ اشراف قزوين در فصل تموز به دربار معدلت اندوز آمدند . . . ] اشراف قزوين در فصل تموز به دربار معدلت اندوز آمدند . روزگارى بماندند خزان درآمده از جنابش داد جستند و مرخصى خواستند كه اينك دى و زمستان است نه فصل ارديبهشت و مقام در صحرا و گلستان كه هرجا زيستن بدانيم و خفتن بتوانيم . بگفت « 1 » كه مرا . . . قشلاقى لايق است و قوت توقّف موافق . * * * [ دبيرى مالى خطير از ديوان ببرد و رشوتى شايسته بفرستاد . . . ] دبيرى مالى خطير از ديوان ببرد و رشوتى شايسته بفرستاد و فردى غير مربوط مشحون به خرجى غير معمول نبشت . مستوفيان به ردّش برآمدند كه اين مخارج غير معمول است . جنابش مستوفيان را

--> ( 1 ) . ح : بگفتا