مولانا محمد بن احمد بيغمى
1
داراب نامه ( فارسى )
21 فتح دمشق اما مؤلف اخبار گويد كه شاهزاده مظفر شاه با ياران گفت كه ما را عجب حالتى دست داده است ! از پهلوانان و عياران ما هركه درين شهر ميروند يكى بازپس نمىآيند ! سه روز است كه بهروز عيار و آشوب عيار درين شهر رفتهاند تا خبرى بيارند از پهلوان بهزاد ، و نمىآيند . هيچ نمىدانيم كه حال چيست ؟ زرينقلم گفت كه دير آمدن ايشان دليل بر آنست كه بهزاد زنده است و دربندست . عياران ميخواهند كه او را از بند خلاص كنند ، هم فردا باشد كه برسند . مظفر شاه گفت كه فردا مقدمهء سپاه ايران خواهد رسيدن ، كه بهروز چنين گفت كه روز پنجم ملك داراب ميرسد ، فردا روز چهارم است . پس آن روز نيز صبر كردند ، روز چهارم بود كه مقدمهء سپاه ايران رسيد . مظفر شاه را خبر كردند كه سپاه رسيد . شاه مظفر شاه گفت استقبال بايد كردن اما هيچ مگوييد تا دشمن آگاه نشوند ، تا ما جمعى باستقبال رويم ايشان حركتى نكنند . شاه مظفر شاه با جهر و فهر و مهر و زرينقلم و رستم اردستانى و از مبارزان جمعى به استقبال سپاه ايران رفتند . روز ديگر بدان سپاه رسيدند ، از برابر گرد برآمد ، از دل گرد خورشيد شاه و