مولانا محمد بن احمد بيغمى

مقدمه 7

داراب نامه ( فارسى )

مقدمه كتاب حاضر كه مجلد اول آن تقديم خوانندهء ارجمند مىشود يكى از متنهاى پرارزش نثر فارسى است بنام « داراب‌نامه » . داراب پسر بهمن پسر اسفنديار پسر گشتاسپ از جملهء پادشاهان اخير سلسلهء داستانى كيانيست كه دربارهء او از ادبيات پهلوى ببعد داستانهايى مشهور و از آن جمله بود داستان « دارا و بت زرين » در ادب پهلوى كه گويا به زبان عربى درآمده بود « 1 » . اين داراب كه در داستانهاى ملى ما پسر بهمن و هماى چهرآزاد ( دختر ملك مصر و بنابر بعض روايات داستانى دختر بهمن پسر اسفنديار ) است ، پدر داراى دارايان آخرين پادشاه كيانى بود ، ليكن در داستان حاضر فرزند او دارا نام ندارد بلكه فيروز شاه ناميده مىشود ، و پادشاهى مقهور و منكوب نيست بلكه بهادر و جهانگشا و جهاندارست كه از كودكى باز در جنگهاى بزرگ شجاعتها نمود و يك تنه خود را بر لشكرهاى انبوه زد و در هر كارى از عشق و جنگ كامياب بود . اين كتاب دارابنامه كه در دست داريم در حقيقت داستان همين فيروزشاهست و ازين روى ميبايست « فيروزنامه » خوانده شود چه اثر داراب در آن بسيار كمتر از پسرش فيروزشاهست .

--> ( 1 ) - رجوع شود به الفهرست ابن النديم چاپ لايپزيگ ص 305 ؛ حماسه‌سرايى در ايران ، دكتر صفا ، چاپ دوم ص 544