فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول
خوابگزارى 24
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )
باب اندر قدر و مايهء مردم گفت اندر مسئلهاى خواب چنان است كه درخت مردى بود و كوه و ديوار و مرغ [ و ] درنده و شير و چوب و آنچ بدين ماند جمله مرد بود . باب اندر گوهرهاى خواسته گفت اندر خواب گندم خواسته بود و آرد و انگبين و شير و كنجد و پشم و كاه و جو و خرما جمله خواسته بود و آنچ بدين ماند . پس اين فرق نگاه دار كه اوّل تفسير به دوم دانستهاند و دوم به سيم ، و اگر نه چنين بودى نشايستى دانستن و بيرون آوردن تأويل « 1 » هيچ خواب . باب اندر تأويل درختان [ b 14 ] گفت درخت اندر مثلها تأويل مردم است چنان كه ياد كرديم و قدرت و ميايه « 2 » بر آن حدّ كه منزلت از درخت بود ميان درختان به كرم و گوهر و آنچ برو بود و بوى و نفع و شاخ و بال و بيخ او . باب سيم « 3 » اندر تفسير درخت گفت چون درخت . . . . « 4 » مرد كريم باشد . و اگر درخت نيكو بود مرد خوش خوى باشد .
--> ( 1 ) - اصل : تاوليل . ( 2 ) - ( ؟ ) كذا در اصل ، ظ : مايه . ( 3 ) - ابواب يكم و دوم شماره گذارى ندارد . ( 4 ) - دو كلمه سائيده شده خوانده نمىشود