فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول
خوابگزارى 25
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )
و اگر درخت باليده بود مردى بود كه خاندان او بسيار بود . اگر درخت را بيخها بسيار بود مرد را انسب از دور بود . پس اگر درخت گوز بود مرد عجمى بود بخيل و تنگ دل . پس اگر درخت خرما بود مردى بود تازى كه مردم را ازو نفع بسيار باشد . و همچنين هر درختى بر قدر مايه و گوهرش اندر ميان درختستان . باب چهارم اندر تفسير كوه و رود امّا كوه مردى بود سخت كه يافتن او دشخوار بود و اندرين « 1 » و سخت دل باشد و نامور و اندر ميان مردمان بر حدّ بزرگى آن كوه و جايش اندر ميان كوهها . و امّا رود مردى بود خداوند پادشاهى بزرگ كه او را نتوان يافت به خوشى و لطافت بر حدّ مابه « 2 » مايهء آن روز به بزرگى و خطر و پايه . باب پنجم اندر تفسير ديوار و مرغان گفت ديوار مردى بود دونتر ازين كه ياد كرديم ، آن كوه و رود . و امّا مرغ [ a 15 ] اندر دين و پيشه و خورد و خورش پادشاهى است كه هيچكس برو ايمن نباشد و اندر ميان مردمان بدان منزلت بود كه آن مرغ اندر ميان مرغان و قوّت و سلاح او . باب ششم اندر درندگان و زين و پالان و چوب شير و ديگر درندگان مردى بود به دو دشمن بدان منزلت كه حدّ آن درنده بود . و امّا چوب مردى [ بود ] منافق و آشكارا بهتر از نهان ، و اگر چوب رسته بود مرد را مايه چنان بود كه آن درخت را .
--> ( 1 ) - كذا در اصل بىنقطه ( 2 ) - كذا در اصل