فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول

خوابگزارى 23

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )

باب روى دوم و سوم اندر اصل و تصنيف خواب گفت دوم اصلها با يكديگر بردن است تا سخن درست گردد بر گوهر اصل و قوّت و ضعف او و هرچ از آن خوابها بود كه ديو نمايد و از انديشهء دل خيزد و آنچ بدين ماند از آن بيفگند تا مرو را درست گردد كه آن خواب درست است . و سوم سخن پرسيدن و جايگاه او و بيرون آمدنش تا درست و صافى گردانى و اين سخن علمى است اندر تأويل خواب ، ناچار به‌كار بايد ، و شمار فرايض و حكم شريعت تازى و غريب الحديث و آنچ بدين ماند . . . . « 1 » اندرين حديث به‌كار آيد از بهر آن‌كه معنى نامها به دو بشناسى و تفسير قرآن و آنچ بدين ماند ، و مثلهاى حكمت و شريعت [ a 14 ] و مسلمانى و حلال و حرام و نماز و روى « 2 » شستن و آنچ بدين ماند از علمها تا برو قياس كند و كار خويش از ميان برآورد . باب اصلهاى خواب و گزارش او گفت آنچ اندر دست دارى از اصلها كه تفسير او كرده است سخت بايد داشت از آن‌كه خداوند خواب ترا همىگويد تا ترا از آن اصل فرود آرد . پس اگر خداوند خواب نزد تو راست‌گوى بود و ثقت [ و ] استوار خواب را سه گونه تفسير بود هر يكى را ازين جداگانه ، و از بهر اين تأويل بر مردم پوشيده ماند و مختلف گردد . پس اگر تو از آنجا برگيرى كه روى وى بود اندر علم او نرسى ، از بهر آن‌كه اندرو مثلهاى بسيار گونه خالى بينى كه به گونهء ديگر گردد .

--> ( 1 ) - يك كلمه سائيده شده خوانده نمىشود . ( 2 ) - اصل : رورى .