فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول

خوابگزارى 11

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )

كه خيو افگندى . بر بساط افگند . فضل ربيع گفت خيو بر بساط امير المؤمنين مىافگنى ! شريك گفت خاموش باش اى ناخوش ! پس كجا افگنم كه اندرين خانه هيچ جايگاه نيست كه بساط نيست ! مگر كه بر روى تو افگنم يا بر چشمت . هرون از خواب او بسيار بخنديد ، و چنان خبر يافتم كه خواب او آن بود كه شريك را ديدى كه پيش او درآمدى و سلام كردى ، روى از وى گردانيدى . پس تفسير او آن بود كه ياد كرده شد . باب كتاب دانيال پيغمبر عليه السلام اين كتاب دانيال حكيم است اندر علم خواب . و نخست روز نحس و سعد روزها و هفته ياد كرد . گفت واجب كند بر جويندهء اين علم كه راست‌گوى بود و دانا به روزگار پيغمبران و به نامهاشان و به‌نام پدرانشان و تأويل و تنزيل داند . و گفت اين علم آن را دهد كه راست‌گوى بود و ترسكار . پس هركسى كه خداى تعالى اين به دو داد بايد كه جز صواب نگويد و ساكن باشد و علم روزگار داند و فال و قياس ، و بداند كه اين علم جزوى است از هفتاد جزو پيغمبرى ، و هركسى كه اين علم داند و يافت بايد كه كردار پيغمبران داند و وفا و نصيحت جستن اندر تفسير خواب . و دانيال گفت نخست چيزى شناختن [ a 6 ] فال است روز شنبد . اگر اندر آن شب خوابى ديده بود نگه كند تا نخست كدام كس با او سخن گويد و از نام او و نام پدرش بپرسد . اگر نام او موافق نام پيغمبران بود چون احمد و ابراهيم و موسى و عيسى و آنچه بدين ماند ، بدان كه دليل خير بود . و هم‌چنين اگر كسى ترا [ ا ] ز خوابى پرسد كه ديده بود و روز شنبذ باشد او را نيّت سفر باشد يا زن كند . اگر حاجتى عرض كند ناگزير او را بپرس ك « 1 » آن روز از نخست كه را ديد و با كى سخن گفت . اگر نام او برين منوال باشد ك « 1 » ياد كرديم بدان ك « 1 » او بدان حاجت برسد .

--> ( 1 ) - كذا در اصل .