على اكبر دهخدا
1681
امثال و حكم ( فارسى )
است مؤلف [ جاحظ ] گويد هيچيك از پادشاهان ساسانى را شعرا بنام يا كنيت نخواندهاند عجب است كه خلفاى اوايل بمداحان خود چنين رخصتى دادهاند ظاهرا اين قول جاحظ اشاره برسمى است كه عباسيان متداول كرده و جانشينان آنها بتقليد آن پرداختند يعنى گرفتن القاب پادشاهى و عناوين شهريارى بتقليد ساسانيان . بارى در كتاب التاج دو موضوع اساسى ديده مىشود يكى اثبات آنكه لفظ شاه با خليفه مرادف است ديگر آنكه شهرياران ساسانى بايد سرمشق و مقتداى خلفاى اسلام قرار بگيرند نه فقط در لباس و رسوم دربارى بلكه در تمشيت امور مملكت و حتى در فروغ دين بايد پيرو ساسانيان باشند . جاحظ گويد : امير المؤمنين را دعا كردن سزاوار نيست چه او را بخداى تعالى قرب و منزلتى كامل است » يكى از فضلا [ مراد ياقوت است . ] كه چندى بعد از جاحظ ميزيسته همين معنى را در كتاب ارشاد الاريب ذكر كرده گويد : « نبايد از صحت مزاج شاه پرسيد و چون عطسه كند نشايد كه وى را تهنيت فرستيد و دعا كنيد و سلامت او را خواستار شويد . » جاحظ از جزئيات احوال و گفتار ساسانيان اظهار وقوف و اطلاع مىكند مثلا در كدام روز هفته بشرب مسكر و لهو مىپرداختند و چه مقدار مىنوشيدند و چگونه بتطهير جامه و آميختن عطر مشغول ميشدند و چند بار هر جامه را مىشستند و مىپوشيدند و گويد ملوك ساسانى هيچكس را بر مكان خفتن خود مطلع نمىساختند « 1 » و هر شب در جائى مىخفتند و در قضاء حقوق و اداى اجرت خدم و حشم نظم و ترتيبى مرعى مىداشتند كه ذكر جميل آن در قرون متواليه باقى خواهد ماند . مقربان درگاه را رخصت ميدادند كه نسبت باشخاصى كه به آنان نيكى ورزيده و حقى ثابت كردهاند در حضور پادشاه سپاسگزارى كنند اگرچه آن شخص نيكوكار مغضوب شاه هم باشد و مينويسد كه در فنون جنگ شهرياران ايران بىنظير بودهاند « 2 » . چون بتقليد عهد ساسانيان امتياز طبقات در دربار عباسيان صورت گرفت طبقهء شريف و صنف ممتازى پيدا شد . در صدر اسلام ميان طبقات عالى و دانى و وضيع و شريف چندان امتيازى نبود طبعا شرافت و نجابت مخصوص بازماندگان خاندان سلاطين بود . اما بنى اميه وجود چنين مقامى را منكر بودند و در رفع اين رسم مىكوشيدند چه در اين صورت آل فاطمه [ عليها السلام ] يا اخلاف اعمام رسول اللّه [ صلوات اللّه عليه ] مىتوانستند مدعى سلطنت شده و دعوى خود را
--> ( 1 ) و كانت الاعاجم تقول لا ينبغى للملك ان يطلع على موضع منامه الا الوالدان فقط . » ( 2 ) « و ليس لاحد من الخدع ما لملوك الاعاجم . » از كتاب التاج نقل شد . مترجم .