على اكبر دهخدا
1629
امثال و حكم ( فارسى )
اسفنديار كه امم سلف برفق ايشان اتفاق كردهاند رحيمتر و بىآزارترست و من ترا بيان كنم كه قلت قتل و عقوبت در ان اوان و كثرت درين زمان از قبل رعيت است نه از پادشاه . بدان كه عقوبات بر سه گناه است ؛ يكى ميان بنده و خداى [ عز اسمه كه از دين برگردد و بدعتى احداث كند در شريعت ] و يكى ميان رعيت و پادشه كه ( تمرد و ) عصيان و خيانت و طغيان نمايد و يكى ميان برادران دنيا كه بر يكديگر ظلم كنند درين هر سه شهنشاه سنتى پديد كرد بسيار بهتر از ( سنن ) پيشينگان چه در روزگار پيشين هركه از دين برگشتى حالا و عاجلا قتل و سياست فرمودندى شهنشاه فرمود كه چنين كس را بحبس بازدارند و علما مدت يكسال بهر وقت او را بخوانند و نصيحت كنند و ادله برو عرض دارند و شبهه را زايل گردانند اگر بتوبه و انابت بازآيد خلاص دهند و اگر اصرار و استكبار او را بر استدبار بازدارد بعد از آن قتل فرمايد . دوم آنكه هركه با ملوك عصيان كردى يا از زحف بگريختى هيچكدام را بجان امان نبودى شهنشاه سنتى پديد كرد از ان طايفه بعضى را براى رهبت بكشند تا ديگران عبرت گيرند و بعضى را زنده گذارند تا اميدوار باشند بعفو ميان خوف و رجا قرار گيرند و اين راى شاملترست مر صلاح جهاندارى را . سيم آنكه بروزگار سابقه سنت آن بود كه زننده را باز زنند و خستهكننده را خسته كنند و غاصب و سارق را مثله كنند و زانى را همچنين ( درين باب ) سنت فرمود كه جراحت و غرامت [ هر دو صدور يابد ] . مثله چنان كه ظالم از ان برنج آيد و مظلوم را منفعت رسد نه چنان كه دزد را چون دست ببرند هيچ كس را منفعت نبود و نقصان فاحش در ميان خلق ظاهر آيد و غاصب را [ غرامت ] چهار چندانكه دزد را و زانى را بينى ببرند و ديگر هيچ عضوى كه قوت ناقص شود جدا نكنند تا هم ايشان را عار و شنار باشد و هم به كار و عمل نقصان نيوفتد . و اين احكام در كتاب سنن بفرمود نوشتند و بعد از آن گفت ما مردم را بسه صنف يافتيم و راضى و شاكريم ازيشان بسه سياسات صنفى ازيشان كه اندكند خاصه [ و ] نيكوكارانند سياست ايشان مودت محض و صنف دوم ( كه بسيارند ) بدكار و فتان و اشرارند سياست ايشان مخافهء صرف و صنف سيم كه اعداد ايشان در تعداد نيايد عامهء مختلط سياست ايشان جمع ميان رغبت و رهبت نه امنى كه دلير شوند و نه رعبى كه آواره گردند وقتها بگناهى كه [ بعفو نزديك و لايق ببايد كشت و بگناهى كه ] قتل واجب آيد عفو فرمايد [ و ] چون ديديم كه احكام و سنت پيشينگان مظلوم را فايده نبود و عامه را مضرتى و نقصانى در عدد و قوت ظاهر ميشد اين سنن وضع فرموديم ( تا بعد ما بدين كار كنند و قضات را امر كرديم ) كه اگر اين جماعت مجرمان كه غرامات ايشان معين است پس ازين غرامات نوبتى ديگر با گناهها معاودت كنند