على اكبر دهخدا
1549
امثال و حكم ( فارسى )
عقيدهء هندوان اين است كه هركس بايد بوسيلهء رياضت و اعمال شاقه و كشتن نفس و بىاعتنائى بغم و شادى جهان خود را از عالم مادى و جسمانى دور ساخته بحقيقت و اصل گردد و معتقدند عالم جسمانى و ماديات سديست كه ما را مانع از رسيدن بعالم روحانى و معنوى ميسازد . آمال ايرانيان قديم كاملا اخلاقى و اجتماعى بوده آنها زندگى را مبارزهء بين نيكى و زشتى ميدانستند و سعى داشتند هميشه در مقابل حملهء دروغ و زشتى پايدار مانده و در اين زد و خورد فاتح گردند . بعلاوه ايرانيان عقيده داشتند كه بايد در ترقى و كمال جهان مادى كوشيد و از آسايش و سعادت اين عالم بهرهمند بود . اين حقيقتى مسلم است كه در عالم دو قوهء متضاد هميشه در گير و دارند كه يكى را باوج سعادت و نجات مىرساند و ديگرى را بحضيض شقاوت و هلاك ميكشاند ما در مدت زندگانى مجبوريم براى كسب سعادت و نجات در مقابل هر زشتى و بدى استوار بايستيم . رعايت قانون اين جنگ بسيار مشكل است زيرا هيچگونه مصالحه و مسامحه در آن اجازه داده نشده است . « هيچيك از شما نبايد بسخنان و حكم دروغپرست گوش دهيد زيرا كه او خانومان و شهر و ده را دچار احتياج و فساد سازد پس با سلاح او را از خود برانيد . » يسنا 31 قطعهء 18 . اين تعليم مقدس بود كه ايرانيان را بشجاعت و دلاورى ترغيب كرد بطوريكه عاقبت در پرتو راستى و دلاورى بيرق خويش را بر ممالك دور دست كوفتند و به نيروى شمشير سلطنتى عظيم تشكيل كردند و بر دنياى آن روز فرمانروا شدند وسعت نفوذ و تسلط ايشان از طرفى بهند و از سوى ديگر بممالك مغرب اروپا رسيد . ايرانيان خوشى جهان را با كمال ميل پذيرفتند . آمال آنان آمال جنگى بود و ميخواستند با قوهء منش پاك و اعتماد به نفس و استقامت جهانرا آباد و از نعمت هروتات بهرهمند شوند تا در جهان ديگر نيز از بخشش امرتات كامروا گردند . رابيندرانات تاگور . ترجمهء . ع . سپنتا . و داريوش مادى در حالى كه شصت و دو ساله بود سلطنت را يافت . و داريوش مصلحت دانست كه صد و بيست والى بر مملكت نصب نمايد . تورية . كتاب دانيال . باب ششم . پس اى پادشاه فرمانرا استوار كن و نوشته را امضا فرما تا موافق شريعت ماديان و فارسيان كه منسوخ نميشود تبديل نگردد . تورية . كتاب دانيال . باب ششم . پادشاه در جواب گفت اين امر موافق . شريعت ماديان و فارسيان كه منسوخ نميشود صحيح است . تورية . كتاب دانيال . باب ششم . بپادشاه عرض كردند كه اى پادشاه بدانكه قانون ماديان و فارسيان اين است كه هيچ