على اكبر دهخدا
1550
امثال و حكم ( فارسى )
فرمان يا حكميكه پادشاه آن را استوار نمايد تبديل نشود . تورية . كتاب دانيال باب ششم . بعد از آن داريوش پادشاه بجميع قومها و امتها و زبانهائيكه در تمامى جهان ساكن بودند نوشت كه سلامتى شما افزون باد ، از حضور من فرمانى صادر شده است كه در هر سلطنتى از ممالك من مردمان بحضور خداى دانيال لرزان و ترسان باشند . تورية كتاب دانيال . باب ششم . و در سال اول كورش پادشاه فارس تا كلام خداوند به زبان ارميا كامل شود خداوند روح كورش پادشاه فارس را برانگيخت تا در تمامى ممالك خود فرمانى نافذ كرد و آن را نيز مرقوم داشت و گفت كورش پادشاه فارس چنين ميفرمايد يهوه خداى آسمانها جميع ممالك زمين را به من داده و مرا امر فرموده است كه خانهاى براى وى در اورشليم كه در يهودا است بنا نمايم . و تو اى عزرا موافق حكمت خدايت كه در دست تو مىباشد قاضيان و داوران از همهء آنانيكه شرايع خدايت را ميدانند نصب نما تا بر جميع اهل ماوراى نهر داورى نمايند و آنانيرا كه نميدانند تعليم دهيد . از فرمان ارتحشسيتا به عزراى كاهن . تورية كتاب عزرا . باب هفتم . در ايام اخشورش ( اين امور واقع شد ) . اين همان اخشورش است كه از هند تا حبش بر صد و بيست و هفت ولايت سلطنت ميكرد . در آن ايام حينيكه اخشورش پادشاه بر كرسى سلطنت خويش در دار السلطنهء شوشن نشسته بود در سال سوم از سلطنت خويش ضيافتى براى جميع سروران و خادمان خود برپا نمود و حشمت فارس و مادى از امرا و سروران ولايتها بحضور او بودند . پس مدت مديد صد و هشتاد روز توانگرئى جلال سلطنت خويش و حشمت مجد عظمت خود را جلوه ميداد پس از انقضاى آن روزها پادشاه براى همهء كسانى كه در دار السلطنهء شوشن از خرد و بزرگ يافت شدند ضيافت هفت روزه در عمارت باغ قصر پادشاه برپا نمود . پردهها از كتان سفيد و لاجورد با ريسمانهاى سفيد و ارغوان در حلقههاى نقره بر ستونهاى مرمر سفيد آويخته و تختهاى طلا و نقره بر سنگ فرشى از سنگ سماق و مرمر سفيد و در و مرمر سياه بود . آشاميدن از ظرفهاى طلا بود و ظرفها را اشكال مختلفه بود و شرابهاى ملوكانه برحسب كرم پادشاه فراوان بود . و آشاميدن برحسب قانون بود كه كسى بر كسى تكلف نمىنمود زيرا پادشاه دربارهء همهء بزرگان خانهاش چنين امر فرموده بود كه هركس موافق ميل خود