على اكبر دهخدا

1424

امثال و حكم ( فارسى )

نقل از تاريخ بيهقى . « 1 » كه نادان شبان دوغ بد بيشت آرد * وگر پاره‌پاره ببرى بگازش . ناصر خسرو « 2 » مثل چيت پيراهن و يا پارچهء سفيد : چپارشده از بسيارى فضلهء كيك و غيره . مثل چين قبا درهم افتادن . با هم دست بگريبان شدن . چون چين قبا بهم درافتند * عشاق چو كژ نهى كلاهت . عطار . مثل حاتم . سخى . مثل حاتم طائى . ( يا ) مثل حاتم طى . با دستى گشاده . مثل حارث . قسى و بىرحم . و مراد از اين حارث قاتل اطفال مسلم ابن عقيل است . مثل حباب . تهىمغز . كم‌عمر . بىقرار . خصم تو هست بر سر درياى اشگ خويش * كم عمر و بىقرار و تهىمغز چون حباب . كمال اسمعيل . مثل حب نبات . دختربچهء خرد و زيبا . مثل حرز جواد . چيزيرا كه دائم با خويش دارند و از خود دور نكنند . مثل حرمله . سنگ‌دل . زشت‌روى و چست .

--> ( 1 ) در تاريخ بيهق تأليف ابو الحسن على ابن الامام شمس الاسلام ابى القاسم كنيهء اين شاعر ابو المظفر ضبط شده و شعر نيز به صورت ذيل مكتوب است . اميرا بسوى خراسان نگر * كه سورى همى مال و ساز آورد اگر دست ظلمش بماند دراز * به پيش تو كارى دراز آورد هر آن مملكت كان بسورى دهى * چو چوپان بد داغ بازآورد و از همين شاعر در قدح سورى اشعار ديگر نيز نقل مىكند كه از جمله اين قطعهء عربى است . بجور سورى و افعاله * انقلبت دولة مسعود جار على الناس فلم يبق فى * بيوتهم عودا على عود . هر دو كلمهء داغ و دوغ در اين مثل بىتناسب نيست و داغ بذوق نزديكتر است چه رسم بر اين رفته است كه هرگاه در مسافتى دور كه نقل لاشه عادتا صعب باشد حيوانى سقط شود خر بنده يا ساربان يا شبان داغ حيوان را بريده و به صاحب آن مىبرد تا ظاهر شود كه حيوان مرده است و آن را نفروخته‌اند . و البته مواشى چوپان بد به علت عدم مواظبت كامل بيشتر تلف مىشود . و در شعر ناصر خسرو هم دوغ بد ، ممكن است داغ بز باشد و در كتابت غلط شده است . ( 2 ) رجوع به : تعليقات اين بنده بديوان ناصر خسرو شود .