على اكبر دهخدا

1093

امثال و حكم ( فارسى )

امروز در اين دور دريغا نخورد هيش * از عدل تو يك سوخته بر عدل عمر بر . سنائى . كسوت عدل ملك با كسوت عدل عمر * در طراز دادورزى بر يكى منوال باد . سنائى . عمر سياست و عدلى على شجاعت وجود * سبيل سنت هر دو قدم گذار تو باد . سوزنى . نام عمر زنده كرد و داد بگسترد * نام ستم كرد از نهاد جهان كم . سوزنى . بعمر عدل عمر ورز و جاودان زى زانك * بعدل نام عمر زنده ماند جاويدان . سوزنى . نام عمر بعدل و سياست سمر شده است * امروز هم بعدل و سياست سمر توئى . سوزنى . عمر عادل زمانه توئى * شايد ار نيست باب تو خطاب . سوزنى . خدايگان سلاطين و صدر ملك خداى * كه صدق و عدل چو بو بكر و چون عمر دارد . مختارى . بو بكر شد از نعمان در داد عمر فرمان * در زهد و حيا عثمان آن چون على اندر دين . مختارى . شاهيكه گر بيان دهد اخلاف او خرد * فهرست باس حيدر و عدل عمر شود . مسعود سعد سلمان . آنكه او را خداى عز و جل * داد علم على و عدل عمر . مسعود سعد سلمان . بريده نيست اميد خلاص و راحت من * در اينزمانه كه تازه شده است عدل عمر . مسعود سعد سلمان ترا صدق بو بكر و علم على * ترا فضل عثمان و عدل عمر . مسعود سعد سلمان چون ترا ديدند صدق و عدل بو بكر و عمر * مر ترا علم على و حلم عثمان آمدند . اديب صابر . سيد مشرق على كه همت عاليش * عدل عمر در زمين شرق پراكند . اديب صابر . فعل و رسم تو ز ميراث حسين و حسنند * علم و عدل تو ز آثار على و عمرند . اديب صابر . زه زه ايشاه جهان بخش كه در نوبت تو * عدل را چاشنى و سكهء عدل عمر است . مجير بيلقانى اى حيا را همچو عثمان علم را همچون على * اى صداقت را چو بو بكر ايعدالت را عمر . ارزقى . مكارم را چو برخيزد امل جود على يابد * مظالم را چو بنشيند جهان عدل عمر گيرد . سيد حسن غزنوى بدين اندر همى از علم ترتيب على سازد * بملك اندر همى از عدل آئين عمر گردد . عبد الواسع جبلى . حضرت تو بحاصل كنند عدل عمر * اگر بظلم گرايد زمانه چون حجاج . اديب صابر . شاه همه شاهان و سپهدار خراسان * كز عدل پديد آرد برهان عمر بر . عنصرى . فزود حرمت عدل عمر بدين درست * نموده حجت علم على زراى مصيب . اديب صابر . علم با منفعتش گوئى علم عليست * عدل عاملتش ( ؟ ) گوئى عدل عمر است . معزى . از قدر چو عيوقى وز عدل چو فاروقى * وز گوهر سلجوقى پاكيزه‌ترين گوهر . معزى . روز كين و رزم در پيكار كردن چون على * روز دين و داد در انصاف دادن چون عمر . معزى . فلك نه‌اى و به قدر بلند چون فلكى * عمر نه‌اى و بعدل تمام چون عمرى . معزى .