على اكبر دهخدا

1053

امثال و حكم ( فارسى )

رجوع به : آلوچو بآلو . . . ، شود . صحبت احمق بسى خونها بريخت * ( ز احمقان بگريز چون عيسى گريخت . . . ) مولوى . رجوع به : عيسى مريم بكوهى . . . ، شود . صحبت پاك نيايد جز پاك * ( مير آنجا دل آلايش‌ناك . . . ) جامى . صحبت را صحت بايد . ( حسين بن منصور اندر غلبهء خود از عمرو بن عثمان تبرا كرد و بنزديك جنيد آمد جنيد ويرا گفت بچه آمدى گفت تا با شيخ صحبت كنيم گفت ما را با مجانين صحبت نيست كه . . . ) كشف المحجوب . صحبت سنگ و سبور است نيايد هرگز . رجوع به : آبگينه و سنگ . . . ، شود . صحبت شبهاى ميخواران ندارد بازگو * چون ز مجلس ميروى بيرون لب پيمانه باش . صائب . صحبت نادان صد ره بتر از زندان . * ( بل بزندان درشو خوش بنشين زيرا . . . ) ناصر خسرو . صحبت غنيمت است بهم چون رسيده‌ايم * تا كى دگر بهم رسد اين تخته پاره‌ها . صائب . صحبت مردانت چون مردان كند * ( نار خندان باغ را خندان كند . . . ) مولوى . رجوع به : آلوچو بآلو . . . ، شود . صحبت نيكانت از نيكان كند . رجوع به : المجالسة . . . ، شود . صحبة الاشرار تورث سوء الظن بالاخيار حسن بصرى . صحبت يوسف به از دراهم معدود . سعدى . صحرا كه نمانده‌ايد . چرا با اينكه شب رسيده است . يا برف يا باران مىآيد به منزل خود ميرويد و در خانه ما نمىمانيد . صحة السلب امارة المجاز . صحيح است و مثال است و مضاعف * لفيف و ناقص و مهموز و اجوف . افعال بر اين چندگونه باشند . صدا از تك چاه برآمدن . آواز آهسته و ضعيف دادن . صدا در اين تعبير و سه مثل ديگر ذيل بتداول عامه بمعنى صوت است . صدايت آشنا آيد بگوشم * ( تو اى زن بردى از سر عقل و هوشم . . . ) از شبيه ، مكالمات هنده زن يزيد با زينب عليها سلام . صداى دهل از خالى بودن شكم است .