على اكبر دهخدا
915
امثال و حكم ( فارسى )
زمان هر زمان بهرهء هركس است * ( چنين گفت رستم كه كشتن بس است . . . ) فردوسى . نظير : ديگران در شكم مادر و پشت پدرند . سعدى . زمانه زمانيست چون بنگرى * ندارد كسى آلت داورى . فردوسى . زمانهسازى كردن . از مجموعهء امثال طبع هند . با مردمان بتملق و تبصبص و چاپلوسى زيستن . زمانه سراسر فريب است و بس * نباشد بسختيت فريادرس . فردوسى . زمانه سفلهپرور است . جامع التمثيل . نظير : دنيا دونپرور است . زمانه فشارندهء اژدها است * برون افكن اينهمه خوردههاست . حضرت اديب . زمانه كه او روزپيماى تست * بسى چيرهتر بر تو از راى تست . حضرت اديب . زمانه كه دستور بادافرهى است * نگهدار كار بدى و بهى است گر ايدون كه راى مكافا كند * مكافات ديروز فردا كند . حضرت اديب . رجوع به : از مكافات عمل . . . ، شود . زمانه نه بيداد داند نه داد * ( و ليكن چنين است چرخ از نهاد . . . ) اسدى . زمانه نه كاهد نه خواهد فزود * ( مرا بيش از اين زندگانى نبود . . . ) فردوسى . رجوع به : از مرگ خود چاره نيست . . . ، شود . زمانه نه يك اژدها دوشزاد * يكى دوش و ديگر پريدوش زاد . حضرت اديب . زمانه نيست مگر رذل جوى و رذل پرست * ستاره نيست مگر دوننواز و دونپرور . قاآنى . نظير : زمانه سفلهپرور است . زمانه هم بكاريست . همه آن نيست كه ما مىانديشيم ، باشد كه كار ديگرگون شود . تمثل : نوميد نيم ز كار وصلت * زيرا كه زمانه هم بكاريست . مجير بيلقانى . لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً . قرآن كريم . سورهء 65 . آيهء 1 . زمانى فراز و زمانى نشيب * ( بدرديم از اين رفتن در فريب . . . ) فردوسى . زمانى مياساى ز اموختن * اگر جان همى خواهى افروختن . فردوسى . رجوع به : آنكس كه داناتر است . . . ، شود . ز محرم چو گذشتى چه بود ؟ ماه صفر * دو ربيع و دو جمادى ز پى يكديگر رجب است از پس شعبان رمضان و شوال * پس بذيقعده و ذيحجه بكن نيك نظر . ز مردار كس نريزد خون * ( نكند قصد هيچ خصم زبون كه . . . ) سنائى . ز مرده بتر هركه نادان بود * همه زندگانيش زندان بود . فردوسى .