الزمخشري
81
مقدمة الأدب ( فارسى )
ضِعْفٌ دو تا 5 دو چندان أَضْعَافٌ جمع ثِنْيٌ مترادف أَثْنَاءٌ جمع 2 قُوَّةٌ يك تا 2 طَاقَةٌ مترادف باب المضمرات [ اندر نامهاى پوشيده ] منفصل مرفوع [ نامهاى همپوشيده همگسستهء مرفوع ] ، ، ، هُوَ او مرد 4 آن يك مرد هُمَا ايشان دو مرد هُمْ ايشان همه مردان 2 ايشان كروهى مردان هِيَ او زن 4 آن زن هُمَا ايشان دو زن هُنَّ ايشان همه زنان 2 ايشان كروهى زنان أَنْتَ تو مرد أَنْتُمَا شما دو مرد أَنْتُمْ شما همه مردان أَنْتِ تو زن أَنْتُمَا شما دو زن أَنْتُنَّ شما همه زنان أَنَا من 4 من مرد و زن نَحْنُ ما 4 ما مردان و زنان منفصل منصوب [ نامهاى همپوشيده همگسستهء منصوب ] ، ، ، إِيَّاهُ او مرد را 4 آن مرد را إِيَّاهُمَا ايشان دو مرد را إِيَّاهُمْ ايشان همه مردانرا 4 آن مردانرا إِيَّاهَا او زنرا إِيَّاهُمَا ايشان دو زنرا إِيَّاهُنَّ ايشان همه زنانرا إِيَّاكَ تو مرد را إِيَّاكُمَا شما دو مرد را إِيَّاكُمْ شما همه مردانرا إِيَّاكِ تو زن را إِيَّاكُمَا شما دو زنرا إِيَّاكُنَّ شما همه زنانرا إِيَّايَ مرا 2 مر مرا إِيَّانَا ما را 2 مر ما را متّصل مجرور [ نامهاى همپيوسته همپوشيدهء مجرور ] ، ، ، غُلَامُهُ غلام او مرد غُلَامُهُمَا غلام ايشان دو مرد غُلَامُهُمْ غلام ايشان هم مردان غُلَامُهَا غلام او زن غُلَامُهُمَا غلام ايشان دو زن غُلَامُهُنَّ غلام ايشان همه زنان غُلَامُكَ غلام تو مرد غُلَامُكُمَا غلام شما دو مرد غُلَامُكُمْ غلام شما همه مردان غُلَامُكِ غلام تو زن غُلَامُكُمَا غلام شما دو زن غُلَامُكُنَّ غلام شما همه زنان غُلَامِي غلام من غُلَامُنَا غلام ما متّصل مرفوع [ اندر نامهاى همپوشيده همپيوستهء مرفوع ] ، ، ، ضَرَبَ بزد او مرد ضَرَبَا بزدند ايشان دو مرد ضَرَبُوا بزدند ايشان همه مردان 2 بزدند ايشان كروهى مردان ضَرَبَتْ بزد او زن ضَرَبَتَا بزدند ايشان دو زن ضَرَبْنَ بزدند ايشان همه زنان ضَرَبْتَ بزدى تو مرد ضَرَبْتُمَا بزديد شما دو مرد ضَرَبْتُمْ بزديد شما همه مردان ضَرَبْتِ بزدى تو زن ضَرَبْتُمَا بزديد شما دو زن ضَرَبْتُنَّ بزديد شما همه زنان ضَرَبْتُ بزدم من 2 بزدم مرد و زن ضَرَبْنَا بزديم ما 2 بزديم ما مردان و زنان متّصل منصوب [ اندر نامهاى همپوشيده همپيوستهء منصوب ] ، ، ، ضَرَبَهُ بزد آن مرد او مرد را ضَرَبَهُمَا بزد او ايشان دو مرد را ضَرَبَهُمْ بزد او ايشان همه مردان را ضَرَبَهَا بزد او زن را 4 بزد آن يك مرد آن يك زنرا ضَرَبَهُمَا بزد ايشان دو زن را ضَرَبَهُنَّ بزد ايشان همه زنان را ضَرَبَكَ بزد او تو مرد را ضَرَبَكُمَا بزد او شما دو مرد را ضَرَبَكُمْ بزد او شما همه مردان را ضَرَبَكِ بزد او تو زنرا ضَرَبَكُمَا بزد او شما دو زن را ضَرَبَكُنَّ بزد شما همه زنان را ضَرَبَنِي بزد مرا ضَرَبَنَا بزد ما را باب [ فى الظّروف و ألفاظ الكنايات ، اندر هرچ از جايهاست با سخنان ناسره ] قَبْلَ پيش بَعْدَ پس فَوْقَ زبر تَحْتَ زير قُدَّامَ فراپيش أَمَامَ مترادف دُونَ فروتر 4 فروتر و فراپيش و ديكر و غير 5 فرود وَرَاءَ پس و پيش 5 پس خَلْفَ پس 2 مترادف قُبَالَةَ برابر تُجَاهَ مترادف إِزاءَ مترادف حِذَاءَ مترادف تِلْقَاءَ مترادف كَيْتَ وَ كَيْتَ چنين و چنين 4 اينقدر اينقدر ، مثل اين مثل اين 5 ايدون ايدون ذَيْتَ وَذَيْتَ مترادف حَيْثُ آنجاك 4 كُجا حَيْثُمَا هر كجا 4