سيد جعفر سجادى
1472
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
بصابئين و بعضى به مجوس نسبت دادهاند و بعضى بصابئين حرانى رجوع شود به ( تفسير ص 9 - رسائل زكرياى رازى ص 182 - اسفار ج 3 ص 67 ) . قِدَمِ دَهرى - ( اصطلاح فلسفى ) اين اصطلاح ظاهرا از مختصات مير داماد است وى در تعريف قدم دهرى گويد : قدم دهرى عبارت است از وجود حاصل بالفعل غير مسبوق بعدم صريح و ازلى الحصول در حاق واقع است و قدم زمانى وجود مستمر الحصول است در امداد زمان و ملاك آن استغناء از تعلق بامكان استعدادى است ( از اساس الاقتباس ص 13 ، 16 ، 25 - مجموعه دوم مصنفات ص 180 پاورقى و قبسات ) . قِدَمِ ذاتى - ( اصطلاح فلسفى ) قدم ذاتى عبارت از بىنياز بودن شىء است در وجودش از غير خود و آن منحصر در ذات حق تعالى است ( از دستور ج 3 ص 60 ) . قِدَمِ زَمانى - ( اصطلاح فلسفى ) قدم زمانى عبارت از بودن شىء است غير مسبوق بعدم و مقابل حدوث زمانى است ( دستور ج 3 ص 60 ) . قَديم - ( اصطلاح فلسفى ) قديم ذاتى عبارت از موجودى است كه مسبوق به زمان نباشد . ابن رشد گويد مسلمين از قديم امرى را خواهند كه او را علت نباشد ( تهافت التهافت ص 124 ) . قَديمِ بِالذّات - ( اصطلاح فلسفى ) قديم ذاتى عبارت از موجودى است كه وجود او از غيرش نباشد و آن ذات حق است و مقابل آن حدوث ذاتى است . حاجى گويد : هر موجودى كه وجودش مسبوق بعدم نباشد قديم نامند و آن بر دو قسم است . يكى قديم ذاتى ، و ديگرى قديم اضافى و قسم دوم موجودى است كه نسبت بموجود ديگر سابقه زمانى زيادترى داشته باشد . ( شرح منظومه ص 75 ) . مير داماد گويد : ملاك قديم ذاتى وجوب بالذات است و ملاك حدوث ذاتى جواز و امكان مىباشد . ( از قبسات ص 13 و رجوع بدستور ج 3 ص 60 شود ) . قَديمِ بِالزَّمان - ( اصطلاح فلسفى ) قديم بالزمان موجودى است كه وجود او مسبوق بعدم نباشد مانند افلاك و عقول و مقابل او محدث و حادث بالزمان است ( دستور ج 3 ص 60 ) . قُرّاء سَبْعَه - ( اصطلاح مذهبى ) قراء سبعه كه مشهورند كسانى هستند كه به قرائت آنها اعتماد شده است و از طرف علماء و ادباء قرائت آنها حجت دانسته شده است كه عبارتاند از ، نافع ابو عمرو ، كسائى ، حمزه و ابن عامر ، ابن كثير و ابن عاصم و بعضى قراء سهگانه ديگر را بدانها ملحق كردهاند كه ابو جعفر ، يعقوب و خلف باشند قرائى - ( اصطلاح عرفانى ) از محمد جريرى از قرائى سؤال شد جواب داد « هو الذي طلب الآخرة و سعى لها سعيا و اعرض عن الدنيا و الاشتغال بها » ( طبقات ص 261 ) دل دست بكافرى برآورد * زان زرق و قلندرى برآورد