سيد جعفر سجادى

1458

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

شك در اثناء عمل يعنى پس از اتمام جزئى و تجاوز بجزئى ديگر عارض گردد و مرجع آن اتيان و عدم اتيان جزئى از اجزاء طىشدهء آن عمل باشد آن را شك بعد از تجاوز ناميده‌اند . مثلا اگر شك مزبور بعد از خاتمه صلاة پديد آيد يعنى مصلى پس از اتمام صلاة و تحصيل فراغ از آن ، شك كند كه آيا آن صلاة را صحيحا و در حال طهارت انجام داده يا اينكه در موقع اداى آن فاقد طهارت لازمه بوده است ؟ اين شك ، شك بعد از فراغ است . ولى اگر اين شك در اثناء نماز پديد آيد يعنى مصلى مثلا در آغاز ركعت دوم شك كند كه آيا ركوع ركعت اول را بجا آورده يا خير ؟ اين شك ، شك بعد از تجاوز است . در مقام بيان تفاوت بين فراغ و تجاوز تعبيرات ديگرى نيز شده ولى صحيحترين آنها تعبير فوق مىباشد . ( اصول رشاد ص 267 - 266 ) قاعِدَهء فَرعيَّه - ( اصطلاح فلسفى ) بيان شد كه فلاسفه گويند ثبوت چيزى براى چيزى ديگر فرع ثبوت مثبت له مىباشد زيرا مادام كه مثبت له خود موجود نباشد چگونه ميتوان چيزى را به او نسبت داد ، نهايت مثبت له يك وقت در خارج موجود است و يك وقت در ذهن اعم از آنكه محمول از نوع خارج محمول باشد . يا محمول بالضميمه ، مثلا « قضيه انسان حيوان است » حيوانيت از ذاتيات انسان است كه حمل بر آن شده است و اين حمل اعم است از خارج و ذهن و مثبت له كه انسان است در قضيه ذهنيه بايد در ذهن حاضر شود تا حيوانيت به دو نسبت داده شود و در قضيهء خارجيه . در خارج گو اينكه حيوانيت از انسان جدا نشود و در قضيه « آتش حار است » كه يك قضيهء خارجيه است يعنى آتش خارجى منشأ حرارت است نه ذهنى و بايد آتش موجود باشد تا منشأ حرارت باشد و بتوان حرارت را بر آن حمل كرد و در قضيه « المعدوم لا يعاد » كه موضوع و محمول هر دو ذهنى هستند ، نيز بايد امرى در ذهن تصور شود بنام معدوم و امر ديگرى بنام عدم عود و يكى بر ديگرى نسبت داده شده و در هر حال مفاد قاعدهء فرعيه اين است كه ثبوت امرى براى امر ديگر مستلزم ثبوت و وجود مثبت له است اعم از ذهن و خارج . اگر اتصاف خارج باشد مثبت له در خارج موجود باشد و اگر ذهن باشد مثبت له بايد در ذهن باشد و در قضاياى سلبى اعم از آنكه سالبه بانتفاء موضوع باشد يا نه بايد امرى در ذهن متصور شود و امرى ديگر بدان نسبت داده شود اين قاعده را بصور مختلف بيان كرده‌اند بدين قرار « ثبوت شىء لشيء متفرع على وجود المثبت له - ثبوت الشيء لشيء متفرع على ثبوت المثبت له فى ظرف الاتصاف - ثبوت شىء لشيء مستلزم لثبوت المثبت له - ثبوت شىء لشيء متفرع على ثبوت ذلك الشيء فى نفسه » ( از رسائل صدرا ص 115 - اسفار ج 1 ص 9 - شرح منظومه ص 110 ) . قاعِدَهء قُرعَه - ( اصطلاح فقهى ) كه مفاد آن اين است كه در هر امر مشكلى و مجهولى بايد متوسل بقرعه شد به حكم « القرعة لكل امر مشكل - كل مجهول